Skip to main content
فهرست مقالات

اتفاق (یادی از مهدی فتحی)

نویسنده:

(6 صفحه - از 6 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : زن، بیماری، اگنس، دهدار، کشیش، اتفاق، مرد، رییس کلیسای شهر، رییس کلیسای شهر و دهدار، لباس‌های یولف، دهدار و رییس کلیسای شهر، شعر، اگنس و کشیش عاشق، عاشق، کودک، اگنس همه‌ی لباس‌های، اگنس می‌خواهد لباس‌های، تخت بیمارستان، اگنس یولف، انتخاب، یادی از مهدی فتحی، کلیسای بزرگ ناقوس مرگ، زندگی، اگنس همراه کشیش، شعر با صدای فتحی، بیماری و مرگ فتحی، بیماری فتحی، صدای گرم فتحی، اگنس صاحب پسری به‌نام یولف، دهدار بر کشیش

خلاصه ماشینی: "یکی دو ماه قبل از مرگ فتحی،به عبارت دیگر هفده هیجده ماه پس از به وخامت گراییدن بیماری فتحی،خبرنگار یکی از روزنامه‌ها،پس از گزارش خبر تشدید بیماری فتحی-هنرمندی که نقش عمر و عاص را بازی کرده و بیمارستان‌ها او را به یک‌دیگر پاس می‌دهند-نوشت:(قریب به مضمون)شهردار محترم تهران‌به محض اطلاع از وضعیت این هنرمند بزرگ دستور داد و اعلام کرد:«تمام‌ هزینه‌های درمان و بیمارستان به عهده‌ی شهردار تهران خواهد بود. فتحی خاک سن خورده،فتحی توانا در بازیگری،فتحی بازیگر نقش‌های بزرگ نقش‌های کوچک،فتحی انسان،فتحی در تعقیب نان بی‌منت،فتحی مانده در خانه و افتاده روی تخت بیمارستان،فتحی قلعه‌های فتح ناشده است. اگنس همین کار را می‌کند اما هر بار اعتراف می‌کند:«چیزی از لباس‌های یولف را برای خودش نگه داشته است. رییس کلیسای شهر توضیح می‌دهد:«منظورم این است:حکومت،دین را بهترین وسیله‌ی‌ اخلاق مردم می‌داند. » یک‌بار گفتم:«آقای فتحی شما به سنگ دست بزنید طلا می‌شود(فکر کرد شوخی می‌کنم. می‌توان گفت:«فتحی شمایی از خود را در این شعر یافته بود؟» او سیاوش کسرایی او در کشور افسانه‌ کسی شهره در«نه»گفتن‌ نام می‌خواهی‌ نه‌ کام می‌جویی‌ نه‌ تو نمی‌خواهی یک تاج طلا بر سر تو نمی‌خواهی از سیم قبا در بر نه‌ راستی مذهب ما می‌دانی‌ نه‌ خط ما را می‌خوانی آیا نه‌ نه به هر بانگ که بر پا می‌شد نه به هرجا که بالا می‌رفت‌ نه به هر سر که فرود می‌آمد نه به هر سکه که رایج می‌گشت‌ روزی آینه به دستش دادند: -می‌شناسی او را؟ آری خود اوست‌ می‌شناسم او را گفته شد: دیوانه است‌ سنگسارش کردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.