Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(7 صفحه - از 105 تا 111)

کلید واژه های ماشینی : سرو، گل‌آقا، کاشمر، مادر، زمین، مرگ، چراغانی، خواب، صبح، آسمان

خلاصه ماشینی:

"قوچ جوزی-قوچ حنایی کم‌رنگ (4)کل-برنز سعید سلطانی طارمی غزل یک شب تو را به خانه‌ی مهتاب می‌برم‌ آیینه را به برکه‌ی سیماب می‌برم‌ خورشید را که حسن دو عالم حسود اوست‌ در گوشه‌ی دهان شما خواب می‌برم‌ دستی به زلف‌های بلند تو می‌زنم‌ تاب حضور از دل بی‌تاب می‌برم‌ جان را که سوخته است به سرچشمه‌ی حیات‌ با قهوه‌ای نگاه تو سیراب می‌برم‌ سیب تو را که جان گناه است می‌خورم‌ نقش بهشتیان همه بر آب می‌برم‌ ای شور صادقانه‌ی آغوش وسوسه‌ یک شب به خوابگاه تو مهتاب می‌برم بهرام زمانی سرو زرتشت(کاشمر) من این یاد دارم ز استاد توس‌ که زرتشت بی‌گرز و شمشیر و کوس‌ چو در کاشمر شد یکی سرو کاشت‌ تنومند چون گشت همتا نداشت‌ هزاره دو بگذشت بر آن درخت‌ بلنداش هفتاد و تن سبز و سخت‌ خلیفه به بغداد چون این شنید بگفتا تن سرو بازآورید که آن درخور بام ایوان ماست‌ به پایش شود کشته گر کس رواست‌ گروهی سوی کاشمر شد روان‌ فکندند آن سرو والا نشان‌ ببستند آن را به ده گاو نر روان سوی فرمانده‌ی خیره‌سر رسیدند نزدیک بغداد چون‌ ز کردار خود نزد ایزد زبون‌ سیه‌پوش دیدند دروازه‌بان‌ چو پرسش نمودند فرنود آن‌ بگفتا خلیفه شبی خواب دید بدن خیس‌خوی داشت کز جا پرید بگفتا هیولایی آمد ز مرو به سر اژدها بود و از تن چو سرو دمی آتشین داشت آهن‌گداز مرا سوخت هستی ز راه دراز بسی روز از بیم آن خواب شب‌ بتالید دررنجه و لرز و تب‌ چو دیوانه بس نام آن سرو برد برآن آرزو دیده بربست و مرد هزار و سه صد سال زان کار زشت‌ گذشته برآن تازی بدسرشت‌ به نیکی چو وخشور ما زنده است‌ کنون نام ان سرو پاینده است‌ زمانی سراینده‌ی این سرود بروجن‌بن و نام بهرام بود"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.