Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با کاظم شیرین سخن

مصاحبه شونده:

مصاحبه کننده:

(16 صفحه - از 121 تا 136)

کلید واژه های ماشینی : شل ،کاظم شیرین‌سخن ،شل‌پوش ،سید حسین یوسفی ،شیرین‌سخن ،نمایش‌های تخت‌حوضی ،تخت‌حوضی ،بازی می‌کرد ،کاظم ،مهدی مصری ،سید حسین ،لوده‌پوش ،بازی می‌کردم ،محمد لوده‌پوش ،معروف ،مصری ،گروههای تخت‌حوضی ،صحنه‌های تئاتر ،فرعون ،پیرزن ،گروههای نمایشی ،یوسفی ،کار می‌کرد ،صحنه می‌آمد ،شروع کردید ،موقع ،خرید یوسف ،کار کردم

خلاصه ماشینی:

"-گروه تخت‌حوضی چطور وارد صحنه می‌شد؟ -اول رنگ خاصی می‌زدند و شنیده بودم که این رنگ را کسی به نام‌ «عبد الله»ساخته بود که این شخص به«مئو»معروف بود و این هم به نام او «رنگ مئو»خوانده می‌شد. -قبلا شما فقط نقش ارباب را بازی می‌کردید؟ -بله بیشتر نقش ارباب را داشتم و گاهی هم نقش‌های دیگر را بازی‌ می‌کردم اما«شل‌پوشی»را با این گروه شروع کردم و به این دلیل که‌ «شل‌پوشی»گروه به نام«محمد لحافدوز»قهر کرده بود و من هم کار او را دیده بودم و سعی کردم مثل او بازی کنم. این پدر که شغل باغبانی‌ داشت روی صحنه می‌آمد و برای تماشاگران از پسرش تعریف بسیار می‌کرد، و او را جوانی باهوش و بااستعداد و زرنگ معرفی می‌کرد،و بعد من به‌ صحنه می‌آمدم و پسری را بازی می‌کردم که اصطلاحا«شل»گفته می‌شد. -چه کسی یوسف را بازی می‌کرد؟ -پیرمردی این نقش را بازی می‌کرد که سرهنگ بازنشسته بود. آیا این نمایش‌ را هم در عروسی‌ها بازی می‌کردید؟ -بله این نمایش را در عروسی‌ها بازی می‌کردیم و به یاد دارم که شبی، اول نمایش که یوسف را در چاه می‌اندازند و نمایش جدی است،صاحب‌ عروسی آمد و معترض شد که شما عروسی مرا به عزا تبدیل کرده‌اید،ولی‌ ما به او اطمینان دادیم که اینطور نیست. -شما در موقع بازی این نقش چه لباسی به تن داشتید؟ -قبایی می‌پوشیدم که وصله شده بود و شالی هم به بالاتر از کمر می‌بستم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.