Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با شیخ احمد خمسه ای خیمه شب باز سنتی

مصاحبه شونده:

مصاحبه کننده:

(16 صفحه - از 117 تا 132)

خلاصه ماشینی:

"-چطور به دنبال این کار رفتید؟آیا کسی بود که بازی با عروسکها را یاد می‌داد؟ خمسه‌ای-شخصی بود به نام«کاکاممد شیرازی»که سالها پیش‌آمده بود به تهران و از تهران هم رفت به خارج،و در آنجا هم رفت پیش کسانی که‌ خیمه‌شب‌بازی داشتند. کاکاممد به مدت بیست سال شاگردی آنها را کرد و بعد که خودش کار بازی با عروسکها را یاد گرفت با چند صندوق پر از عروسک به تهران بازگشت. -شما کار مستقل خودتان را در کجا و چطور شروع کردید؟ خمسه‌ای-اوائل کار چون کسی مرا نمی‌شناخت رفتم به قهوه‌خانه‌ای در خیابان سی‌متری که متعلق به شخصی بود به نام«حجازی»و کنار دکان او چادر می‌زدم و در مقابل نمایشی که اجرا می‌کردم از مردم شاباش و انعام‌ می‌گرفتم. مرشد:مبارک خان این آقا آمده اینجا را نظافت کرده،انصافا هم تمیز کار کرده،حالا می‌گه انعام بده. مرشد:مبارک به تو نصیحت می‌کنم برای اینکه در مکافات گیر نکنی‌ بیا برو تو اردوی سلیم خان دکتر بیار این آقا را معالجه کنه. مرشد:(به مبارک)مبارک،بارگاه سلیم خان کثیف بود اما حالا خیلی‌ خوب تمیز شده،این سپور خیلی خوب کار کرده،حالا شما برو کنار در وایسا هر مهمانی تشریف‌فرما شد زود خبر بده(مبارک‌ می‌رود و بعد از لحظه‌ای می‌آید)کی اومد؟ مبارک:باد اومد. مرشد:خوب کشتی گرفتن همینه،تو هم همان کار را بکن(دوباره کشتی‌ می‌گیرند و قهرمان را بلند می‌کند و به زمین می‌زند) قهرمان دوم:من اینجوری قبول ندارم،آقا شما گردن منو له کردی،پای منو گرفتی و منو زدی زمین. کی اومده؟(شخصی وارد می‌شود و به مرشد سلام می‌کند)علیک سلام،شما چکاره هستید؟ عروسک:من از دوستان فرخ خان پسر سلیم خان هستم که به این جشن دعوت‌ دارم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.