Skip to main content
فهرست مقالات

خیمه شب بازی: عروسی فرخ خان

نویسنده:

ISC (28 صفحه - از 145 تا 172)

کلید واژه های ماشینی : مرشد، عروس، موسیقی، عروسی فرخ خان، یاقوت طبال، سپور، بابا جان بنده، سلیم خان، سلام بر بابا جان، مشت‌ومال

خلاصه ماشینی:

"موسیقی می‌نوازد و یاقوت طبال وارد می‌شود) یاقوت طبال:سلام بر بابا جان بنده مرشد:السلام علیکم جان شیرین بنده،شما یک نفر چه‌کاره باشید؟ شما معلومه که آدم خوبی هستی. موسیقی می‌نوازد و سپور وارد می‌شود) سپور:سلام علیکم بابا جون بنده مرشد:اوه سلام علیکم جان شیرین بنده،بفرما شما چه‌کاره باشید؟ سپور:(می‌خواند)عمو حسن سپورم. مبارک:من رفتم عروس رو بیارم مرشد:برو عروس رو بیار (موسیقی همچنان مبارکباد می‌نوازد و مرشد هم می‌خواند، پس از چند لحظه چند عروسک وارد می‌شوند) عروسکها:سلام بر بابا جان بنده مرشد:السلام علیکم جان شیرین بنده،شما هفت،هشت،ده نفر چه‌ کاره باشید؟ عروسکها:یکدونه عروس آوردیم مرشد:پنج نفری،ده نفری،سه نفری،یکدونه عروس آوردین؟جان من‌ معرفی کنین ببینم اولی کیه،دومی کیه،عروس کیه،داماد کیه،ایشون کی باشند؟(به یکی از عروسکها اشاره می‌کند) عروس:اولی خواهرمه مرشد:اولی خواهرته عروس:دومی آبجیمه مرشد:دومی آبجیته عروس:سومی همشیرمه مرشد:سومی همشیرمه عروس:چهارمی دختر بابامه مرشد:چهارمی دختر باباته عروس:منم عروسم مرشد:(مرشد ضرب می‌گیرد و می‌خواند)عروسم و عروسم،تاج سر خروسم،عروسم و عروسم،تاج سر خروسم پردهء دوم مبارک:(وارد می‌شود)بابا مشتلق بده مرشد:برای چی مشتلق بدم مبارک:عروس سلیم خان،عیال فرخ خان حامله است،قابله می‌خواد، یک قابله آدرس بده برم بیارم. پسر نمایش می‌دهد و می‌رود خدمت‌ سلیم خان) حسین چوب‌باز:قربان به این لوطی انعامی بدهید سلیم خان:برو پهلوی مبارک بگو از خزینه‌دار صد تومن بگیره و به‌ شما انعام بده حسن چوب‌باز:(خارج می‌شود و با صدای دادوهوار برمی‌گردد)آی هوار، آی بی‌داد،از ظلم مبارک مرشد:مبارک چکار کرده لوطی بندباز:از خزینه‌دار صد تومن گرفته که هیچ،پسره را هم از من‌ گرفته و گفته چهارصد تومن کمه،بده و از اینجا برو(پیش‌ سلیم خان شکایت می‌کند) سلیم خان:دو عدد جارچی بیاید(جارچی‌ها وارد می‌شوند)بروید مبارک‌ را با چوب و فلک بیارید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.