Skip to main content
فهرست مقالات

تیاتر ضحاک

(122 صفحه - از 181 تا 302)

خلاصه ماشینی:

"(صورتا)پسر قباد و از خدمهء ضحاک فرهاد از کسان باحقوق جمشید و سرایدار بااعتبار ضحاک کاوه آهنگر مهربان زوجه کاوه بهرام رستم پسرهای کاوه قباد خسرو نوزر چوپان‌ها یزد فریبرز شیرویه رئیس موبدان(موبد مؤبدان) خدمهء ضحاک-مؤبدها-قشون(سربازها)-اطفال-یک دهاتی فصل اول مجلس در خانه ضحاک محکمه کاملی را نشان می‌دهد:در صدر مجلس‌ تختی گذاشته شده است؛از طرف راست و چپ تخت دو درب،دیوارها مصور به تصویر مار؟و در بالا رفتن پرده فرهاد مشغول است به ترتیب وضع مجلس مجلس اول‌ فرهاد(تنها) (بعد از فکر بسیار و مدتی نگاه کردن به تخت) فرهاد هی فلک حیز هی!... (به دقت نگاه‌ می‌کند)گریه می‌کند؟چیز غریبی است من هرکس رادر اینجا خرم و شادان گمان می‌کردم!گویا جائی را که لشگر حزن پایمال نکرده‌ باشد نبوده است؛(فرهاد از طرف راست وارد می‌شود) مجلس پنجم‌ اشخاص سابق-فرهاد پرویز(پهلوی فرهاد رفته آهسته)درد این خانم چه چیز است؟یک سره‌ اینطور محزون و مکدر است!از صبح تا به حال در گریه است؛این‌ حالت را که می‌بینم زیاد متأثر می‌شوم:لکن به نزدیک شدن و تسلی‌ دادن جسارت نمی‌توانم بکنم!باری شما ایشانرا تسلی بدهید! پرویز(می‌رود خود به خود)نمی‌دانم به واسطهء اینست که خوب‌چهر را دوست می‌دارم،یا چه جهت دارد،که این خانم را همیشه مثل مادرم‌ دوست دارم!و اینطور محزون ایستادنش را که می‌بینم قلبم هزار پارچه می‌شود(اشک چشمهایش را پاک می‌کند) مجلس ششم‌ مهرو-فرهاد فرهاد(نزدیک مهرو رفته با کمال تأسف نگاه کرده خود به خود)آه!قلبم آرام‌ نمی‌گیرد!بیچاره خانم!شانزده سال است شب و روز اشک‌ می‌ریزد!و من سری را مالکم که او را از این عذاب خلاصی می‌دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.