Skip to main content
فهرست مقالات

مرگ در مبطخ

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : دختر، جوان، پاسبان، تقصیری، مکث، سکوت، صحنه در تاریکی فرو، فریاد، صحنه روشن، صحنه تاریک، هان، نگاه، مرده، ظرف، بابا، نگاه سرزنش‌آمیز دختر حرف، ادامه صحنه، پدر در تاریکی فرو، دختر ساکت، پدر می‌نگرد پدر، پدر مبهوت، دختر سر، کار، دختر فریادی، دختر جسورانه چشم، سکوت دختر، دختر دانش‌آموز پدر، پاسبانی بر صحنه، نگاه برنده دختر، نگاه پرسشگر دختر

خلاصه ماشینی: "بعدش هم خب یک‌ چیزی می‌شه دیگه دختر:(با پوزخند)جسارت؟ (صحنه در تاریکی فرو می‌رود) صحنه روشن می‌شود کلاس درس انشاء است،پدر معلم کلاس است و دختر دانش‌آموز پدر پای تخته سیاه و از روی بلندی روبه تماشاگران سخن‌ می‌گوید و میز دختر که اولین میز کلاسی است در مکانی قرار دارد که درست پست سر او اولین تماشاگران قرار دارند به‌ شکلی که تماشاگران نیز جزئی از کلاس به شمار می‌آیند پدر:جسارت!این اون چیزیه که من از شما می‌خوام،از چهارچوبها بیرون بزنید و خلاقیت به خرج بدید تمامی‌ آدمهای برجسته در زمینهء علم و ادب و هنر و زندگی و غیره و غیره آدمهای جسوری بوده‌اند آدمهایی که‌ خودشون‌رو محدود به چهارچوب نکرده‌اند،شاید... نور صحنه کم می‌شود و پدر در تاریکی فرو می‌رود 9 صحنه کاملا روشن می‌شود دختر بر روی زمین از درد به خود می‌پیچد و جوان بالای سر او ایستاده است. (پدر با عصبانیت چند ظرف را با حرکت دستش از روی سکو بر زمین‌ می‌ریزد) صحنه تاریک می‌شود 13 صحنه روشن می‌شود (دختر در محاصره ششس مرد سر تا پوشیده که با دستاری صورت خود را نیز پوشانده‌اند و تنها چشمان غضب‌آلودشان‌ پیداست،به اینسو و آنسو می‌دود و سرانجام در حلقه محاصره آنها که هر دم تنگتر می‌شود راه گریزی می‌یابد پس می‌نشیند و در حالیکه سعی دارد خود را در میان دستهایش پنهان کند فریاد می‌زند) دختر:نه!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.