Skip to main content
فهرست مقالات

در چاه شاهین

نویسنده:

مترجم:

(10 صفحه - از 96 تا 105)

خلاصه ماشینی:

"(آنها اکنون همچنان که پارچه را لوله می‌کنند به یک سوی صحنه می‌روند) موسیقیدان 1:(حرف می‌زند)شب فرو می‌افتد؛ طرف کوهستان تاریک؛ تف خشکیدهء چاه را می‌پوشد برگ پژمرده فندق چاهبانو،روی یک سنگ سیاه کهنه بر لب چاه نشسته، خسته از کندن لای کف چاه مانده از توده برگی که برآورده ز چاه دیدهء خسته به ناچار به زیر افکنده تا سنگ باد می‌کوبد از دریا مشت بر تودهء برگ که فرو می‌کاهد،مویه در بادکنان موسیقیدان 2:از اینجا می‌ترسم موسیقیدان‌ها:(آواز می‌خوانند)قلب می‌موید:"پس چرا باید بمانم ساکن از رفتار؟" چون باد، باد شور باد دریا، می‌زند بر پیکر ابر سپید آسمان‌ها تن؛ کاش همچون باد بودم ره‌نورد جاودان بی‌قراری‌ها (پیرمردی از میان تماشاگران وارد می‌شود) موسیقیدان 1:(صحبت می‌کند)آن پیرمرد به این سوی فراز می‌آید، آن‌که در این پنجاه سال چاهش را مراقب بوده‌ از فزونی سال پشت خم کرده، درختان کهنسال صخره‌ها که او از آنها می‌گذرد نیز، این‌چنین قامت دو تا کرده‌اند. اگر شیها1(ایزدان باستانی مالک ایرلند) برای لاروبی چاه و پرورش گله‌ به نگاهبانی نیازمندند، باید کسی را برگزینند که بتواند روزی یکبار مهربان و دوست داشتنی باشد، از چه این‌گونه زل زده‌ای؟ آخرین باری که چنین شد آن نگاه مات در چشم‌هایت بود آیا از چیزی خبر داری؟ بس است پیرمردی را به ورطه جنون کشیدن تمام روز بر این صخره‌های شکسته دیده دوختن، و خارهای ناهموار و آن چهره منگ و سخن گفتن و پاسخی نگرفتن جوان:(که با آخرین سخنان پیرمرد از وسط تماشاگران وارد صحنه شده)پس با من سخن بگو، چرا که جوانی بردبارتر از پیری نیست، و من گرچه نیمی از روز صخره‌ها را درنوردیده‌ام آن‌چه را که می‌جستم،نیافتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.