Skip to main content
فهرست مقالات

بازی، بازی، بازی، بازی: یادداشتی بر (بسه دیگه خفه شو)

نویسنده:

(5 صفحه - از 4 تا 8)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، زن، تماشاگر، نمایش، مرد افغانی، تصویر، بازی دن‌کیشوت و مرد افغانی، ذهن، آدم، افغانستان

خلاصه ماشینی:

"بسه دیگه خفه شو"تئاتر است؟!اگر نیست پس چیست؟!" "بسه دیگه خفه شو"همان هنر مفهومی است؟!همان تئاتر مفهومی‌ است یا تئاتر شکل است و فرم؟!ولی‌ در این نمایش که همه چیز با هم‌ آمیخته است!تمام عناصر تئاتری که‌ سالهاست در گوش‌مان خوانده‌اند در این اثر وجود دارد!سرزمین‌ هنرهاست این نمایش،از هر هنری‌ بگویی وام دارد!ترکیبش فرق می‌کند، ولی همه را دارد!تجربه مگر غیر از استفاده دگرگون از ابزار موجود این (به تصویر صفحه مراجعه شود)دنیا در هر حرکت و زیستن است؟ تجربه کشف است یا اختراع؟کشفی‌ تازه است که به کشف بی‌شباهت‌ نیست؟! این بار سوم است و تمام وجود من با نمایش درگیر؟!نمی‌خواهم‌ مخفی‌اش کنم،بهت زده‌ام!همان بهت‌ زدگی بار دوم که می‌خواستم پنهانش‌ کنم!خب بازی کردم دیگر؟!ولی اینبار کمتر بازی کردم،آنها بازی‌ می‌کردند،آنها که روی صحنه بودند، پسیانی هم آمده بود،آخرش هم‌ نفهمیدم کیست و در این میان چکاره‌ است!گاهی مثل من و شما نمایش را تماشا می‌کرد،گاهی من و شما را تماشا می‌کرد و گاهی هم از میان‌ تماشاگران عبور می‌کرد و قاتی‌ بازیگران می‌شد. "بسه دیگه خفه شو"را قرار نیست‌ که همه دوست بدارند؛تئاتر عام‌ نیست!تئاتر خاص هم نیست!تئاتر بازی حالا دیگر مخاطب خود را پیدا کرده است و اگر هر گروه تئاتری در این دیار مخاطب خود را پیدا کند؛هم‌ گروه‌ها جهت‌گیری بهتری می‌کنند و هم‌سلیقه تماشاگر خوب هدایت‌ می‌شود... بسه دیگه خفه شو"ذهن تماشاگر را با خود درگیر می‌کند،آنقدر درگیر که‌ مجبور است برود و نشانه‌ها را بشناسد،نمایش شفاف نیست در جاهایی خیلی کنگ است،اگر سطحی‌ نگاه کنی همان افغانستان را با نگاه‌ انتزاعی و غیرمتعارف گروه تئاتر بازی می‌بینی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.