Skip to main content
فهرست مقالات

صداش بزن، انار و گندم

نویسنده:

(4 صفحه - از 69 تا 72)

کلید واژه های ماشینی : شهرزاد، پاره‌دوز، خاک، اسم، مادرم، آدم، جواب، سکوت، قصه، دیدن، پرده، کلمه، دختر، آب، پاره‌دوز خاکی، کدامشان، صدا بزن جواب، اسمش رو بلد، بیا خاک، درون قبر، مادرم می‌گفت جواب، صداش کنی جواب، کدامشان بازی، کدامشان تنت، دختر میان قبر، کفن از تنت، خاک و آب، زنان و دختران، نگفتی پرده، گفتم لباس

خلاصه ماشینی: "بگو جاری شود،بگو موج بزند،پس چرا ساکتی؟او گفت اگر تو را بخوانم پاسخ می‌دهی. اگر قرار است به رضایت خود نیندیشم به رضایت‌ تو نیز نمی‌اندیشم این بار فقط به او به شهرزاد می‌اندیشم. باقی را نخواستم،سر راست می‌دانم شصت سال مانده است،همه مال تو،بگذار ما ضرر کنیم،چه‌ خیری دیده‌ام از این چهل که منتظر آن شصت باشم؟معامله با تو همیشه ضرر داشته،پدر هما را درآوردی،یادت نیست به خاطر یک دستمال چطور قیصریه را به آتش کشیدی؟اخر یک گدم و این همه‌ سکوت... گفته بود اگر بری و صداش کنی جواب می‌ده، خیلی صدا زدم،دیدی که جواب نداد،می‌دونی از دستش خیلی کفریم،می‌چزونه منو،مثل ماهی زنده ولم‌ می‌کنه وسط تشت روغ داغ می‌گه شنا کن... مادرم می‌گفت،تو صدا بزن جواب می‌ده،پس چی شد؟چقدر صدا زدم و جواب نداد؟(چهره دختر میان قبر دیده می‌شود)می‌دونی حالا هیچ خواسته‌ای ندارم به جز اینکه اون جوابمو بده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.