Skip to main content
فهرست مقالات

مرگ اسکندر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : اسکندر، مرگ اسکندر، بابل، فرات، پادشاه، آب، شهر، جبلی، شادی، اسکندر در بابل دلی

خلاصه ماشینی:

"اسکندر از این پیشگوئی سخت اندیشه‌مند و تنگدل شد،لکن تجلد کرده شعر«اری پید»شاعر نامی یونان را خواند:بهترین فال آنست که انخان بهرچیز امید وار باشد،راه خود را برگردانیده و در بیست«استادی»ی بابل فرود آمد. در خلال این احوال قضایائی روی داد که باعث تطیر مردم و تشویش خاطر اسکندر شد:خری ببزرگترین شیران بابل حمله برده سلطان سباع را باضرب لگد کشت؟ خواص خدم و دوستانش پادشاه جوان را دلخوش میکرد،لختی ساکن شد بباده پیمائی می نشست،ولی آثار تکلف در وی ظاهر بود. ندانسته بودم که وقت رحیل‌ بود با اجل داوری مستحیل‌ جهان با همه زینت و زیب او نیرزد بدین رنج و آسیب او چون خطر را حس کرد انگشتری خود را از انگشت بیرون کشیده به«پردیکاس»داد در بستر مرگ از وی پرسیدند:اقتدار را بکه می‌سپاری؟گفت:برای کسی که‌ بیشتر از دیگران قویست،الملک بعدابی لیلی لمن غلبا."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.