Skip to main content
فهرست مقالات

شیدا

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"او میگفت: عشق یار از دل شیدا بملامت نرود کاین جنونی است که در سلسله افزون گردد عاقبت کار باینجا رسید که جنون بر مغزش طاری شد و از خانقاه گریخته با سر و پای برهنه در کوچه و خیابان بجستجوی معشوقه پرداخت،گویا در اینوقت بحال زار و زوال عقل خود پی برده بود که از این عشق عافیت‌سوز،ضمن غزالی ناله کرد و از همت‌ (ظهیر الدوله)استمداد جسته،گفت: در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من‌ و اندر آن سلسله عمریست که خون شد دل من‌ اینهمه فتنه مگر زیر سر زلف تو بود که گرفتار بدین سحر و فسون شد دل من‌ بی‌نشان گشتم و جستم چو نشان از دهنش‌ بلب آب بقا راهنمون شد دل من‌ در دبستان غمت خوانده چو یک حرف وفا بصفای تو که دانای فنون شد دل من زلف بر چهره نمودی تو پریشان و نقگون‌ که سیه‌روز از آن بخت نگون شد دل من‌ روی بنما و ز من هستی موهوم بگیر سیر از زندگی دنیی دون شد دل من‌ ای«صفا»نور و صفائی بدل«شیدا»بخش‌ تیره از خیرگی نفس حرون شد دل من قریب دو سال،زندگی«شیدا»باینمنوال گذشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.