Skip to main content
فهرست مقالات

سبک و شخصیت ادبی عبدالواسع جبلی

کلید واژه های ماشینی : عبد الواسع جبلی، شعر، عبد الواسع جبلی قصایدش، قصائد، عبد الواسع جبلی ستایش سنجر، لاله، قصائد سید عبد الواسع جبلی، تغزل، عشق، روان

خلاصه ماشینی:

"نظم جبلی مطبوع و دلنشین است،رقت و سلاست و حسن قریحه در اشعارش‌ هویداست،و از اظهر صفات وی خفت روح و لطافت ذوق و قدرتش بر تشبیه است: ز عید داد خبر خلق را طلوع هلال‌ بآخر رمضان و بأول شوال‌ تبارک الله ازان طرفه صورتی‌که دروست‌ ز لاژورد بساط و ز کهربا سر بال‌ گمان بری که فلک هست تشت فیروزه‌ فکنده در بر او از زر کشیده هلال چنانکه گیری پر زر پخته نعل ستور چنانکه یا بی‌زرنیخ بر سرون غزال‌ بر ان مثال که بی‌مهره ناچح زرین‌ بیفکنند بصحرای سبز روز قتال‌ فتاده گویی بر فرش نیلگون گه رقص‌ ز ساق لعبت رقاصه سیمگون خلخال‌ چو ماهی بزر اندوده در غدیر کمبود بزر بیخنه و آورده سر سوی دنبال‌ شکوه دولت محراب گشت ازو باطل‌ چو داد از خم محراب شخص وی تمثال‌ نشاط و نزهت و شادی می‌پرستان اوست‌ اگرچه لاغر و زرد و دوتاست چون ابدال‌ چو جام زرین آمد پدید در وقتی‌ که می‌خورند خلائق بجام مالامال عبد الواسع جبلی طبیعت حساس و توانائی بر تعبیر معانی لطیفه در قوالب الفاظ مأنوس دارد،بیشتر اشعارش صاف و روان و سهل و آسانست بدون پس‌وپیش کردن‌ کلمات برای موزون ساختن-سهل و ممتنع شعری باشد که آسان نماید اما مثل آن‌ دشوار توان گفتن: ای خواب من ربوده بیاقوت پر شکر وی تاب من فزوده بهاروت دل شکر در دهر نیست از تو دلاویزتر نگار در شهر نیست از تو جهانسوزتر پسر که بر رخ تو از کف موسی بودنشان‌ که بر لب تو از دم عیسی بود اثر آمد روانم از هوش عشق تو بلب‌ آمد جهانم از ستم هجر تو بسر از گرمی عتاب تو ای ماه قندهار وز سردی جواب تو ای سرو کاشمر سردست روزوشب چو جوابت مرا نفس‌ گرمست سال و مه چو عتابت مرا جگر تا کرده‌ام بلالهء سیراب تو نگاه‌ تا کرده‌ام بنرگس پرخواب تو نظر گاهی چو لاله‌ام ز وصالت شکفته‌روی‌ گاهی چو نرگسم ز فراقت فکنده سر دل گرم و آه سرد و غم افزون و صبر کم‌ رخ زرد و اشک سرخ و لبان خشک و چشم تر شعر خوب آنست که شنونده را تکان دهد،بخنداند،بگریاند و یک یا چند چیز خوب بشنونده بدهد: جبلی آتش هوی مفروز بی‌سلاح از زمانه کینه متوز دامن از نفع و ضر او درکش‌ دیده از خیر و شر او بردوز نیست بی‌غم درین زمان یک تن‌ نیست بی‌شب درین جهان یکروز صبرکن تا رساندت بمراد بخت بیدار و دولت پیروز شعر سخنی است که از دل برآید و در دل نیشند و در گفتن آن حس و هیجان‌ و سلیقهء کافی بکار رفته باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.