Skip to main content
فهرست مقالات

مهستی نیشابوری

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"همایون پیکرش فرخنده فالی‌ خجسته طلعتی زیبا خصالی در شمارهء پیش گفتیم:پادشاه جوانی بیشتر روزها را در سرای حرم میگذرانید، روی دلکش ملکه باغ دلگشایش بود،زندگانی را برای همسر زیبای عزیزش‌ میخواست،او را بحد پرستش دوست میداشت،هر آن بر مهر می‌افزود و از سایر تصورات میکاست،چنان پای‌بست عشق شاهدخت فرشته خوی طناز بود که سر از پای نمی‌شناخت. روزی سلطان در کاخ نوین نشاط شراب کرده بود،و چندان گل صد برگ‌ آوردند که حد و اندازه نداشت،مهستی که در فواصل تهی گشتن جام با چشمان‌ می‌گون و حرکات موزون ترانه میخواند،این رباعی را ببدیهه سرود: آوازهء گل در انجمن چیزی هست‌ طفل است و دریده پیرهن چیزی هست‌ خوی کرده و سرخ گشته و شرم‌زده‌ مشتی زر خرده درهن چیزی هست مهستی شاعری شکرفشان و شیرین‌گفتار است،رباعی و دوبیتی را در بدیهه‌ و رویت بس پخته و نیکو منظوم می‌ساخت،ابتکار مضامین دل‌پسند میکرد و آنها را لطف و آرایش بیشتر میداد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.