Skip to main content
فهرست مقالات

نیما و دهن کجیهای او بشکو شعر پارسی (3)

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"در مقدمهء کتاب،مانلی!؟چاپ تهران 1336 صفحه 3 تحت عنوان«توضیحی‌ مختصر دربارهء«مانلی»گرد آورنده میگوید:«برای ورود در مطلب خواهش می- کنم ابتدا این(قصیدهء)هجویه را که در قدح یکی از خوانین خسیس ساخته شده است‌ بدقت بخوانید» بعد قطعه را که نمونهء کاملی از نارسائی است،نقل میکند آنگاه در پایان‌ آن با کمال وقاحت،مینویسد«اکنون بگوئید این(قطعه)منتعلق بکدام یک از شعرای‌ سبک خراسانی است؟ چون شبیه بگفته‌های«منجیک ترمذی»و یا«سوزنی سمرقندی»شاعر معروف‌ است قطعا در پاسخ خواهید گفت متعلق بیکی ازین دو است،ولی(باید بدانید) که این(قصیده)از نیمایوشیج مبتکر و بنیان گذار شعر نو است» نخست در این جملات نظری بیفکنیم چیزی که جلب توجه میکند اینست،که: نویسنده فرق بین قصیده و قطعه را ندانسته،و چنین پنداشته که قصیده همان قطعه‌ است زیرا این هر دو کلمه را بجای یکدیگر بکار برده است. «بزرگوارا گر خود بزرگ نامده‌ای‌ چنانکه شاید و باید خدا کند کائی» «شکم بداری فربی و عقل لاغر و خلق‌ اگر ترا نستایند خود تو بستائی» توئی چو حامله حرص آنکناد خدای‌ بهر شکم که پر آئی تو حرصها زائی» «باحتمال تو کس را نه احتما از هیچ‌ ولی بوقت لقاء!اینت مردم افسائی» «سرت در آید از بخل بر میان دو دست‌ بر او بحیلت درویش‌تر از او آئی» «بیک تمنا بر خلق ننگری چون تو چرا هزاران از خلق در تمنائی» «گدای کوی کجائی تو ای شکسته جدار کجای کوی گدائی که پای بر جائی» «گرفته گیر همه سود کان بپای تو نیست‌ بدست کرده همه آنچه کان بدان آئی» از بیست و دو بیت این قطعه هشت بیتش که تقریبا بیش از یک سوم آن است‌ در بالا نقل شده کلمات و ترکیبات نارسا،بی‌جا و بی‌معنی این ابیات را اولا بنظر در بالا نقل شده کلمات و ترکیبات نارسا،بی‌جا و بی‌معنی این ابیات را اولا بنظر بیاورید مثلا:(بزرگ نامده‌ای)بزرگ لیستی(کائی)که آئی،(شکم بداری)،(فربی) فربه،(و عقل لاغر)ضد عقل چاق،(خود توبستائی)تو خود راستائی(حامله‌ حرص)،(پر آئی)،حرصها زائی)(گدای کوی کجائی)،(شکسته جدار)کجای‌ کوی گدائی)(کان بپای تو)(بدان آئی)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.