Skip to main content
فهرست مقالات

سمبولیسم در هنر

مصاحبه شونده:

(10 صفحه - از 18 تا 27)

خلاصه ماشینی:

"«پروکلس»در تفسیر کتاب تیمائوس-که شاید معتبرترین تفسیر بر این کتاب است-می‌گوید که‌ افلاطون به شش نوع علت اعتقاد داشته است و آنها را اینطور بیان می‌کند:«علت غایی،علت فاعلی،علت‌ صوری،علت مادی،علت نمونه‌ای،علت آلی. در هیأت بطلمیوسی زمین ثابت و ساکن تلقی می‌شود و در گردش افلاک مرکزیت دارد-البته باید در نظر داشت اینکه زمین در ظاهر امر،ساکن به‌نظر می‌آید، خود درواقع براساس حکمت الهی است و حامل معنایی‌ مهم است-اما این مسأله نباید با معتقد قدما مبنی بر مرکزیت زمین یکی گرفته شود. *اینکه می‌فرمایید صورتی که مبتنی بر نسب‌ درست باشد حامل اثر می‌شود،به چه نحو اینطور می‌شود؟آیا خودش حامل اثر می‌شود یا افاضه‌ می‌شود و یا به‌صورت دیگری است؟ اصلا تفکیک،تفکیک بعدی و ثانوی است والا در حقیقت امر صورت با معنایش متحد است و جعل‌ صورت،جعل اثر و معنای آن نیز هست. *فرمودید که سمبولیزم که اساس هنر دینی‌ است بر پایهء علت نمونه‌ای و اسماء الله است و هنر، مبتنی بر شناخت این سمبولیزم است. آیا هنرمند نیز لامحاله باید عالم به اسماء الله باشد؟ این مطالب کلی است و شامل هنر الهی نیز می‌شود. همین امر *بنظر میرسد که حتی مطابق این تعبیر،اگرچه‌ اصالت نفس solipsism (بدین معنا که یک‌ شخص واحد خود معیار حقیقت باشد)و اصالت‌ فرد Individualism نفی می‌شود،لیکن‌ بهرحال حقیقت،امری انسانی می‌شود و بعبارت‌ دیگر،اصالت انسان Humanism نفی‌ نمی‌شود. این کلمهء«کن»-که‌ سمبول قدرت خلاقهء الهی است-علت نمونه‌ای برای‌ زبان و بیان نزد انسان است که در قرآن مجید می‌فرماید: خلق الانسان علمه البیان."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.