Skip to main content
فهرست مقالات

حکایت شهر سنگی: نگاهی به متن و اجرای نمایش

(4 صفحه - از 190 تا 193)

خلاصه ماشینی:

"هرچه هست آن مصب و مهب و زیستگاهی است که‌ با نم‌نم قطره‌های شبنم و چکیده بر گلبن و گلخن‌ درختان و ان مادر و فرزند معصوم یا به تعبیری«هاجران» دوران و نیز صدای خوش خیال‌انگیز لغزش و سریدن‌ طرفه قطره‌های آب از چشمه،این نکته را-بلیغ و گویا- می‌رسانند که حکایت شهر سنگی،در عین آنکه از هیچستانها و اطاله‌ها و تطویل به لاطائلها عبور می‌کند، اما این سفر و حضر برای سلوک در وادی گمگشتگی و حیرانی و هجرانی نیست. اما آیا به واقع عصر ما و دوران اکنون زدهء معاصر،می‌تواند این شعر و یا اجرای‌ خانم مژده را از عمق جان تجربه کند؟این همه شوق و شعف و شور و شعور اگر بازتافتی اینگونه داشته باشد نقب به نور است و یا کژ راهه و کژ اندیشی؟درهرحال، ما امیدوار بودیم متن عبد الحی شماسی،با یک اتود درسی دانشجوی تئاتر متفاوت باشد؛چرا که متن حرف‌ تازه‌ای-گیرم در کسوت و قامت قیامت کهنه و کلاسیک‌ شده-را مطرح می‌کند،که بشیر تازهء طور است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.