Skip to main content
فهرست مقالات

بیست سال با استاد حسین شیخ

نویسنده:

(4 صفحه - از 141 تا 144)

کلید واژه های ماشینی : هنرستان، استاد، استاد حسین شیخ، حسین خان شیخ، هنرجویان، استادی حسین خان شیخ، استاد شیخ هنرستان کمال‌الملک، نقاشی، هنرستان کمال‌الملک، سال با استاد حسین

خلاصه ماشینی:

"سرانجام،این کلاسها در همین ساختمان فعلی‌ هنرستان کمال الملک استقرار دلخواهی یافت و حسین خان شیخ هم در نهایت دلسوزی تا آخرین‌ دقایق زندگی‌اش ذوق و هنرش را نثار تعلیم هنرآموزان‌ این هنرستان کرد،به‌طوری که هم نام استاد کمال الملک را اعتبار بیشتری بخشید و هم سهم مؤثر و پربار خودش را در عرصهء هنر معاصر ایران ایفا کرد. سرش را بلند می‌کرد و با ناباوری می‌پرسید:چه خبر شده؟این همه سر و صدا برای چیست؟هنرجویان‌ یکصدا جواب می‌دادند:استاد شیخ،ساعت پنج بعد از ظهر؟عجب!چه زود گذشت!بعد بلند می‌شد و دقایقی به کار آن روز خود بر تابلو نگاه می‌کرد. بعد از گذشت یکی‌ دو سال،استاد تنی چند از هنرجویان را که به کار سیاه قلم و طراحی آشنا شده بودند،برای تعلیم‌ نقاشی رنگ و روغن انتخاب می‌کرد. هفته‌ای‌ سه روز بعد از ظهرها به کار تعلیم مشغول می‌شد و روزهای دیگر تنهای تنها می‌نشست در دفتر مدرسه و در خودش و عوالم خودش سیر و سیاحت می‌کرد. » در طول روز اگر ساعتی را با او می‌گذراندی، می‌دیدی مدام این شعر را زیر لب زمزمه می‌کند: دلم گرفته به حدی که میل باغ ندارم‌ به حد آنکه گلی بو کنم دماغ ندارم گاهی از او می‌پرسیدم:«استاد چرا تا به حال‌ مجرد مانده‌اید؟»اول که جواب نمی‌داد،بعدآهی‌ می‌کشید و می‌گفت:«لابد مصلحت خدا نبوده من‌ هم همسر و فرزندانی داشته باشم. استادی که از شدت علاقه،حتی اغلب شبها در هنرستان‌ می‌خوابید،در اوایل مهر سال هفتاد دچار وسوسه در ترک هنرستان برای همیشه شده بود. » فردا که روز شنبه بود و هوا آفتابی و دلچسب، وقتی به هنرستان رفتم،دیدم استاد شیخ در دفتر هنرستان نشسته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.