Skip to main content
فهرست مقالات

خانه اشباح

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 131 تا 134)

خلاصه ماشینی:

"و بعد،خسته از خواندن،ممکن‌ است بلند شود و خودش برود ببیند که خانه خالی خالی است، درها باز مانده‌اند،فقط کبوتران چاهی،راضی،بغبغو می‌کنند و صدای ماشین خرمنکوب از مزرعه می‌آید«اینجا آمدم چه‌ کنم؟می‌خواستم چه بیابم؟»دستانم خالی بود. و باز به پایین، باغ چون همیشه آرام است،فقط کتاب لغزیده و بر چمن افتاده است. مرگ آن شیشه‌ بود؛مرگ میان ما بود؛اول به سراغ زن آمده بود،صدها سال پیش،از خانه رفته بود،همهء پنجره‌ها را مهر و موم کرده بود؛اتاقها تاریک شده بود. مرد از آنجا رفت،از پیش او رفت، به شمال رفت،به شرق رفت،ستاره‌ها را دید که در آسمان جنوب می‌چرخند؛به دنبال‌ خانه گشت،دید که در زیر پای زمینی بلند و بی‌درخت افتاده است. »و مرد به دنبالش می‌گوید:«چه بوسه‌های بی‌شماری-»«صبح بیدار می‌شدیم-»«لابلای درختان نقره بود-»«طبقهء بالا-»«در باغ-»«وقتی تابستان شد-»«وقت‌ برف زمستان-»درها پشت هم تا آن دورها بسته می‌شوند،آرام چون ضربان قلب تقه‌ می‌زنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.