Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتهایی درباره پروست

نویسنده:

مترجم:

(12 صفحه - از 27 تا 38)

خلاصه ماشینی:

"جالب است بگوئیم‌ که میشل لریس زمان بازیافته(آخرین جلد از در جستجوی‌ زمان از دست رفته)را در سال 1939 به هنگامی که خدمت‌ سربازی را در جنوب الجزایر می‌گذراند خوانده بود و می‌توان‌ گفت که وی اثر بزرگ چند جلدی خود را با عنوان قاعدهء بازی‌3 طرحی از پروست. ادراک، به عنوان ادغام دو لحظه‌ای که بطور جداگانه در زمان ریاضی قرار گرفته است(و به عنوان این رمان که جنبهء حسب حال دارد، دارای موضوعی سه‌گانه است: پیر شدن راوی(که کمی پیش از پایان زندگیش استعداد نویسندگی‌ خویش را کشف می‌کند):پیری‌ شخصیت‌های دیگر(تغییرات‌ جسمانی و روانی آنها)تغییر و تحول‌ محیط(ارتقاء مقام اجتماعی،سقوط و یا ناپدید شدن شخصیت‌های مختلف، ظهور آدمهای ناشناس،تغییر موقعیت‌ و روابط آدمها و غیره... (به عنوان‌ مثال گلهای کاغذی ژاپنی) راوی در اثر خود این لحظه‌های ممتاز و الهام‌بخش را که از نظر روان‌شناسی حاکی از تجارب اساسی هستند و از نظر زیبایی‌شناسی‌ در اوج قرار دارند توصیف می‌کند(ضمنا تجربه فقط وقتی کامل بوده است که به‌ جای ناپایدار بودن،بر اثر نوشتن به چیزی‌ ماندگار بدل شده است). آنچه گوناگونی لحظه‌ها را می‌سازد-کیفیت آنها که قابل تقلیل به درجهء کمی که در زمان‌ ریاضی به خود می‌گیرند نیست-اینست که هریک از این لحظه‌ها مجموعه‌ای است از (به تصویر صفحه مراجعه شود) ( Ade?le Weil )مادر بزرگ نویسنده با همان‌ هیئتی که در کومبره توصیف می‌شود. تقریبا از آغاز کتاب،همین درونمایه به صورتی وحشتناک نشان داده شده است:در طرف خانه سوان راوی از پنجره‌ای دختر ونتوی‌9و دوست دختر او را می‌بیند که به تصویر پدر مرده‌اش توهین می‌کند و می‌توان گفت این درونمایه،درونمایه‌ای است نقطهء مقابل‌ درونمایهء بهشتی زمان بازیافته."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.