Skip to main content
فهرست مقالات

در راه گورستان

نویسنده:

مترجم:

(10 صفحه - از 197 تا 206)

کلید واژه های ماشینی : راه گورستان، دوچرخه، شاهراه، پیپسام، آدم، کلاه، مرد، میان شاهراه و راه گورستان، زندگی، نگاه

خلاصه ماشینی:

"مرد گاهی سرش را بلند می‌کرد تا ببیند به گورستان هنوز چقدر مسافت مانده است و در این‌ موقع شما می‌توانستید دزدکی نگاهی به صورت عجیبش بیندازید. ابروهایش سیاه‌ بود و تک و توکی موی سفید در آن به چشم می‌زد و وقتی سرش را بلند می‌کرد و چشمش را از زمین بر می‌گرفت،ابروهایش را آنقدر بالا می‌برد که تا زیر لبه کلاهش مخفی می‌شد و شما می‌توانستید چشم‌های مشتعل او را با پیله‌های سرخ رنگش ببینید. و مرگ دیگری علت خاصی غیر از ضعف عمومی بدن نداشت و تازه انگار این همه کافی نبود که شغلش را هم از دست داد. از شهر خارج شده بود و هنوز خورشید روی رکاب‌های دوچرخه‌اش می‌درخشید که راست قدم به گردشگاه بزرگ خدا در هوای آزاد گذاشت. از ظواهر امر آدم را شک برمی‌داشت که آیا می‌خواهد طبق نقشهء قبلی‌ کینه‌توزانه‌ای دوچرخه را از رفتن باز دارد یا به سرش زده است که پشت سر زندگی را بچسبد و سوار دوچرخه شود و با رکاب‌های درخشان به گردشگاه‌های بزرگ خدا در هوای آزاد برود. به زندگی خیره شده بود و زندگی هیچ بلایی به سرش‌ نیامد،به زمین نیفتاد،لاستیک دوچرخه‌اش نترکید،سنگی در راهش دیده نشد و روی‌ چرخهای لاستیکی‌اش به حرکت افتاد. از گودال بالا آمدند و دور و بر این مرد لرزان را گرفتند و به صورت شکسته و دردناکش خیره نگاه کردند. پس پیپسام خدا داده یک بار دیگر با تمام قوا فریاد زد:«برید گم شید،احمق‌های نادان!»با یک‌ دست نیم‌دایره وسیعی را خالی کرد و سکندری خورد و همانجا افتاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.