Skip to main content
فهرست مقالات

خنوخ نوباوه

نویسنده:

مترجم:

(10 صفحه - از 239 تا 248)

خلاصه ماشینی:

"آن خواب‌ها که به بهای رنج جان خود برای آنها خنوخ نوباوه را در ضمن می‌توان روشنی معنای این‌ جملهء نویسنده دربارهء رمان خود دانست که گفته‌ است:«من خواسته‌ام با یوسف و برادرانش اسطوره را از چنگال فاشیسم بیرون بیاورم و آن را تا به آخرین‌ گوشه‌های زبان بر پایهء انسان دوستی استوار کنم. اما پسرک بیشتر محض‌ هیجان داستان بود که می‌خواست،و یوسف نیز می‌پذیرفت و از خنوخ حکایت می‌کرد،آنهم‌ به این شیوه که آن خصوصیت‌ها و رخدادهای زندگی وی را برجسته و پر نمود می‌کرد که‌ بیش و کم با خصایل خودش می‌خواندند،طوری که می‌شد گفت:این تقریبا شبیه مورد اوست. و دلایل این گوشه‌گیری،این تنهایی و این‌ خست بیش از پیش در ظهور و حضور چه بود؟پیش از هر چیز در برخورداری او از عنایت خدا بود،فضیلتی که صاحب آن را آنهم میان نسل هم عصر خنوخ،نسل تباه و محکوم به زوال پیش‌ از توفان،به ناگزیر گاوپیشانی سفید می‌کرد و بر او داغ استثنایی‌ شگفت‌انگیز و در عین حال شگفت زده و مطرود می‌زد،و وانگهی می‌نمود بیشتر هم در صبر و تحمل خنوخ ریشه داشته باشد تا در تقوای او-یعنی آن‌ که بارها بیشتر گویای لطف خاص خدا بود تا زهد خنوخ-زهدی که با اینهمه شگرف بود: می‌گویند او سلوکی نمونه داشته است،و در زمان‌هایی خاص نه لب به پیاز می‌زده است و نه‌ به دیگر ادویه،نه به ماهی و نه به هر گوشتی که خون در آن جاری بوده،هر صبح و شب خود را در چشمهء آبی روان تطهیر می‌کرده و با همه خشوع و تمنا به نیایش در پیشگاه پروردگار خود رو می‌آورده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.