Skip to main content
فهرست مقالات

شاید هیچ کتابی

نویسنده:

(10 صفحه - از 41 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : دن‌کیشوت، کتاب، اسپانیا، شخصیت دن‌کیشوت و سانچو پانزا، اجتماع، داستان، خنده، کتاب دن‌کیشوت ترجمهء محمد قاضی، سانچو پانزا، پهلوانی

خلاصه ماشینی:

"سرپیچی و یا ناتوانی از درک واقعیت موجب می‌شود که دن کیشوت قدرت سنجش و تشخیص خود را از دست بدهد و با نیروها و عواملی که قدرتشان‌ چندین برابر توان اوست درافتد،و سرانجام هم،شکست‌ها و توسری‌خوریها و رسوایی‌های ببار آورده را نه از ضعف خود،بلکه‌ ناشی از«عوامل دیگر»بداند و پس از آن‌که از بیست تن‌ گردن کلفت چوب و چماق خورده است،خود را اینگونه تسکین‌ دهد که:«قطعا چون از قواعد و قوانین پهلوانی سرپیچی کرده‌ام‌ خداوند جنگ این کیفر را در حق من روا داشت تا تنبیه شوم. پس‌ چگونه است که چنین انسان دوست داشتنی و قابل احترامی ما را دایما به خنده می‌آورد؟راز این نکته در این است که دن کیشوت به عوض اینکه برای رفع مظالم راه‌حل‌های عملی و واقعی پیدا کند و از مقتضیات و امکانات مساعد اجتماعی بهره گیرد،سعی می‌کند که این‌ مقتضیات و امکانات را به مدد مخلیهء بیمار خود و در عالم وهم و پندار بوجود آورد؛و بجای‌ اینکه برای عملی ساختن آرمانهای بلندپایهء خود واقعیت را بکار گیرد،لجوجانه و خودسرانه‌ بر ضد آن قیام می‌کند. دن کیشوت مظهر طبقه‌ای است که قدرت و شوکت خود را از دست داده و رو به زوال می‌رود، ولی نمی‌تواند این زوال را باور کند و یا اینکه نمی‌خواهد آنرا به روی ود بیاورد. سخن کوتاه،سروانتس تراژدی بسیار غم‌انگیز یک انسان مجنون و ذلیل و درمانده را با کمدی‌ بسیار مضحک کسانی که دیگر اجتماع جایی برای ایشان ندارد،استادانه درهم آمیخته و شاهکاری بوجود آورده است که تجسم زندگی دردناک و رقت‌انگیز کسانی که است که‌ برخوردار از شرافت و درستی و صاحب افکار بلندند ولی راه واقعی برآوردن آرزوها و آرمانهای خود را نمی‌شناسند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.