Skip to main content
فهرست مقالات

عقده ادیپی در بوف کور و سه قطره خون

نویسنده:

(21 صفحه - از 128 تا 148)

خلاصه ماشینی:

"پس راوی رابطه‌ای را که می‌خواهد،از راه‌ واسطه یا تصویر ذهنی خود با زن برقرار می‌کند؛به عبارت دیگر راوی از برقراری رابطهء مستقیم واهمه دارد و متوسل به مرد دیگری می‌شود چرا که در «سه قطره خون»عباس و سیاوش تصاویر متفاوت به سایه‌های مضاعف راوی‌ هستند و راوی خصوصیات خود را به آنها نسبت می‌دهد؛یعنی،این عباس است‌ که تار درست کرده و شعری را چندین بار می‌خواند و این سیاوش است که‌ بیمار روانی شده و میرزا به دیدنش می‌رود،حال آنکه سایه‌های میرزا کارهای‌ او را انجام می‌دهند،پس برای میرزا به نحوی خیالی این سایه‌های او هستند که‌ وصال می‌یابند و دسته‌های گل می‌گیرند؛برخلاف«سه قطره خون»که تصاویر ذهنی را وی فقط نام عوض می‌کنند و بی‌هویتند،در بوف کور،این سایه‌های‌ مضاعف،شخصیت و صورت دارند و به صورت پیرمرد خنزر پنزری،قصاب، نعش کش،دختر اثیری و لکاته ظهور می‌کنند؛حتی دسته گل بی‌نام و نشان«سه‌ قطره خون»هم هویت پیدا می‌کند و به گل نیلوفر بدل می‌شود. همانطور که در بوف کور هم پیرمرد نعش کش،قصاب و پیرمرد خنزر پنزری جنبه‌های دیگر شخصیت راوی هستند و در پایان رمان بوف کور،راوی باید خود را به شکل آنها در آورد تا بتواند رابطه‌ را با زبان برقرار کند؛راوی«سه قطره خون»هم مانند راوی بوف کور،شخصیتی دوگانه‌ و تصویری دوگانه از زن دارد:دوبار در داستان مجذوب دو دختر می‌شود ولی‌ هربار دو دختر را در آغوش مرد دیگری می‌بیند و همین تصویر دوگانه از زن‌ زندگی‌اش را زهرآلود می‌کند و تصور هرگونه رابطه با زن برای او گناه به شمار می‌آید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.