Skip to main content
فهرست مقالات

کنکاشی پیرامون لفظ «لاهور»

نویسنده:

(3 صفحه - از 48 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : لاهور، لفظ، شهر، هند، پنجاب، لفظ لاهور، ضبط، بنه، نام شهر لاهور، تاریخ

خلاصه ماشینی:

"وی لفظ لاهور را به صورت«لاوهور»،«لووهور»، «لوهاور»،«لهاوور»ضبط کرده است بدین صورت که: مر مرا گاهگاه رنج کند همه‌ام یوبهء«لهاوور»است * بر این سعادت،«لوهور»خلعتی پوشید ز کامرانی تا روز شادمانی بود * درویشی و نیستی ز«لوهور» بر کند و به حضرتم فرستاد * بی بو الفرج اهل«لهاور» از فرخ گران علف و آفت آوار * مرا که گوید کای دوست عید فرخ باد نگار من به«لهاور»و من به نیشابور * چو یاد شهر«لهاور»و یار خویش کنم‌ نبود کس که شد از شهر و یار خویش نفور * مرا به است به هر حالی و به هر وجهی‌ جمال حضرت غزنین ز شهر«لوهاور» * چه گویم آخر با مردمان«لوهاور» چو باز گردم و از حال من کنند سؤال * وین بار به«لاوهور»چون در آیم‌ گر بگذرم از راه قلتبانم * توبه«لهاور»و هول توبه سر اندیب‌ توبه بلا رام و سهم توبه خراسان * از زندان«بالاهور»که مولد اوست،این گونه سخن‌ می‌گوید: ای«لاهور»ویحک بی من چگونه‌ای؟ بی آفتاب روشن روشن چگونه‌ای؟ ای آنکه باغ طبع من آراسته تو را بی لاله و بنفشه و سوسن چگونه‌ای؟ تو مرغزار بودی و من شیر مرغزار با من چگونه بودی و بی من چگونه‌ای؟ ناگه عزیز فرزند از تو جدا شده است‌ با درد او به نوحه و شیو چگونه‌ای * گر چه خرم شده است«لهاور» باشد آن کس که می‌خورد معذور 3-داراشکوه(03)فرزند ارشد شاه جهان که با یازده واسطه به تیمور گرگانی می‌رسد،یکی از شخصیتهای دانشمند و از شاهزادگان گورکانی هند می‌باشد،وی افزون بر عرفان،نویسنده،مترجم و مؤلف‌ بزرگی در دوران خود بوده است،از ترجمه«اوپانیشاد» چنین برمی‌آید که داراشکوه به ادبیات«سانسکریت» کاملا آشنایی داشته و تمام تفاسیر و نوشته‌ها را در این‌ باره خوانده است."

صفحه:
از 48 تا 50