Skip to main content
فهرست مقالات

رهیافت های پدیدار شناختی مطالعه دین

نویسنده:

مترجم:

(41 صفحه - از 142 تا 182)

کلیدواژه ها : دین ،پدیدارشناسی ،مطالعه دین

کلید واژه های ماشینی : دین ،پدیدارشناسی ،پدیدارشناسی دین ،رهیافت‌های ،مطالعه دین ،مطالعه ،ره‌یافت پدیدارشناسانه ،پدیدارشناسانه ،انسان ،روش ،نقد ،اسمارت ،فهم ،تاریخ ،تجربه ،سنت ،علمی ،فرهنگی ،دیدگاه ،مفهوم ،کتاب ،تفسیر ،تحقیق ،تاریخی پدیدارشناسی دین ،پدیدار شناختی مطالعه دین ،واقعیت ،مفهوم مطالعه پدیدارشناسانه دین ،جهان ،موضوع ،عینی

: مقاله حاضر که تصویری است روشمند از پدیدارشناسی دین، گونه‌هایی از پدیدارشناسی را از نظرگاه فلسفی هگل و هوسرل و چشم‌انداز انسان‌شناختی کنتول اسمیت، عرضه می‌کند. هرچند تعریف دقیق و متفق‌القولی از پدیدارشناسی وجود ندارد، اما دغدغه عمده پدیدارشناسان این است که رهیافت پدیدارشناسانه و فارغ از پیش‌داوری، همسنگ رهیافت علمی است. نویسنده در این مقاله از کسانی نام برده که آثار و آرایشان به جنبش پدیدارشناسی برای مطالعه دین بر اساس ملاک‌ها و معیارهای خود دین، کمک کرده است. وی از نقد پدیدارشناختی نیز غافل نبوده و با اشاره به دیدگاه‌های لیوتار، ژاک دریدا و حتی آرای ادوارد سعید، غفلت پدیدارشناسی توصیفی را از وضعیت‌ها و احساسات درونی خود یادآور می‌شود. در پایان نتیجه می‌گیرد که پدیدارشناسی به دلیل خصلت ذاتی‌اش، سیالیت دین و فرهنگ را تاکنون درک نکرده است.

خلاصه ماشینی:

"آیا می‌توان با روشی همچون روش دانشمندان علوم طبیعی، یک پدیده انسانی و اجتماعی را مطالعه کرد؟ آیا چنین رهیافتی، راجع به تعریف موضوع مطالعه، دارای پاره‌ای پیش‌فرض‌های ذاتی و درونی است؟ آیا ما از ذهنیت و فاعلیت نفسانی64 خاص خودمان غافلیم و همین ممکن است بر توصیفات و طبقه‌بندی‌هایمان تأثیر بگذارد؟ آیا اصول روش‌شناختی واحدی را می‌توان بر موضوعی که هم تاریخی و هم معاصر است، اطلاق کرد؟ آیا این امر اهمیت استفاده از چارچوب‌های تفسیری حوزه‌های وابسته، نظیر مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و فلسفه را از نظر دور نمی‌دارد؟ رهیافت کاملا توصیفی، پدیدارشناسی را رشته‌ای متمایز و جدا معرفی می‌کند، اما آن را در مقابل طیفی از نقدها، که ناپختگی هرمنوتیکی آن را هدف قرار داده و اعتبار نتایجش را مخدوش می‌سازند، آسیب‌پذیر می‌کند. نارسایی یا محدودیت‌های چنین مطالعه‌ای به این امر مربوط می‌شود که در هیچ ارزیابی و سنجشی از این نوع نمی‌توان به این مسئله پرداخت که آیا تجربه دینی را می‌توان معرفت به معنای عینی (اگر قرار است نوعی محدودیت تلقی گردد) قلمداد کرد، و آیا شامل حیطه‌ای از فهم دینی نمی‌شود که بتوان با مستندسازی باورها و آداب مرسوم در شماری از سنت‌ها ـ اعم از اینکه این مستندسازی عینا با توجه به متون باشد یا به لحاظ مردم‌شناسی و تاریخی صورت گیرد ـ به آن وقوف پیدا کرد."

صفحه:
از 142 تا 182