Skip to main content
فهرست مقالات

شرح و نقد ظهور و سیر مکاتب پلورالیستی در عرصه فلسفه جدید غرب

نویسنده:

ISC (16 صفحه - از 110 تا 125)

کلید واژه های ماشینی : تفکر، فلسفه، مکتب، غرب، عرصه فلسفه جدید غرب، دکارت، هیوم، معرفت، اصالت، دین

خلاصه ماشینی:

"زیرا از نظرگاه این جهان‌شناسی، مفهوم ماده که قابل تقسیم به اجزای بسیار ریز دیگری است، به عنوان واقعیت صلب و بنیادین، دیگر اعتبار علمی ندارد، برخلاف جهان‌شناسی نیوتنی و کلاسیک ـ از این رو مکاتب مختلف پوزیتیویسم، که درصدد نفی اعتبار هر نوع تفکر مابعدالطبیعی و علمی بودند، با اعتقاد به اتم‌های بنیادین و نهایی و منطقی و مادی، هم در عرصه فلسفه هم در عرصه علم به یک تناقض بزرگ و لاینحل دچار می‌شوند؛ به همین دلیل، بزرگانی چون کارناپ و ویتگنشتاین سرانجام با انکار تطابق ساختار زبان بشری و علمی با واقعیات عینی ـ علی‌رغم تلاش در وصول به معرفتی قطعی و یقینی ـ به نوعی مکتب نسبیت و اصالت «قرارداد» و اعتبار (9) دچار آمدند که در آن این معرفت کاملا قراردادی به نوعی «کشتی شکسته» تشبیه شده است. چرا با وجود اعتقاد به خدا اظهار می‌دارد که انسان و جهان به صورت دو جوهر در کنار وجود خداوند بوده و به نوعی خود «بنیاد» می‌باشند؟ تمام متفکران بزرگ عصر جدید با قبول این طرح در تفکر اومانیستی دکارت، دستخوش تناقض و بحران لاینحل شده‌اند، احتمالا تاریخ هزار ساله قرون وسطی در غرب و فضای فکری آن زمان اجازه نمی‌داده است که دکارت در این باره تأمل نماید که، اگر خدا خالق و فعال است، پس باید با جهان ارتباط داشته باشد و اگر با جهان ارتباط دارد، پس جهان در طول اراده او، نه در عرض آن قرار دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.