Skip to main content
فهرست مقالات

محرک نخستین ارسطو

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (14 صفحه - از 173 تا 186)

کلیدواژه ها :

حرکت ،ارسطو ،محرک اول ،محرک غیرمتحرک ،علت فاعلی و علت غائی

کلید واژه های ماشینی : ارسطو، محرک، محرک نخستین، حرکت، فاعل، فیزیک، علت غایی، علیت، برهان‌های ارسطو دربارة محرک نامتحرک، استدلال

ارسطو که رساله‌های مختلفی دربارة فیزیک، مابعدالطبیعه و مانند آن نگاشته است، ضمن اذعان به واقعی ‌بودن حرکت و تغییر، استدلال کرده است که چون هر متحرکی نیازمند محرک است پس باید یک محرک اولی و آغازین وجود داشته باشد، اما چنان محرکی چگونه می‌تواند همه عالم را به حرکت درآورد. ارسطو برای توضیح مسأله به تمثیل رابطه عاشق و معشوق متوسل می‌شود. برطبق فلسفه سنتی محرک اول، عالم را از راه علیت غایی و نه علیت فاعلی به حرکت درمی‌آورد. شواهدی بر پذیرش عمومی این دیدگاه در میان فیلسوفان شرق و غرب عالم دیده می‌شود. این مقاله کوششی است برای نشان دادن خطای این برداشت عمومی و این‌که محرک اول ارسطو علاوه بر علت غایی، علت فاعلی هم است؛ یکی به این دلیل که اساسا برهان ارسطو برای اثبات محرک اول از طریق علیت فاعلی است ثانیا، خود ارسطو محرک اول را فاعل حرکت می‌داند.

خلاصه ماشینی: "اما دربارة شواهدی که به طور سنتی موجب تفسیر محرک نخستین به علت غایی و نفی فاعلیت او شده است چه باید گفت؟ تمسک برخی به سخن ارسطو در فیزیک که گفته بود علیت طبیعی حرکت مستلزم تماس متقابل محرک و متحرک و بنابراین، عکس‌العمل متحرک بر محرک است، تمسک بیجا است، ارسطو در آنجا به گونه‌ای سخن گفته است که هرگز شامل این مورد نمی‌شود؛ او گفته است: «چنان‌که گفته شد، محرک نیز متحرک است و مقصود ما هر محرکی است که خود نیز پذیرای حرکت است» این سخن ارسطو دلالت بر این دارد که دو نوع محرک قابل تصور است: محرکی که پذیرای حرکت نیست (مانند محرک نامتحرک) و محرکی که پذیرای حرکت است، (مانند همه محرک‌های مادی)، و این قاعده که محرک نیز متحرک است فقط در محرک‌های مادی مصداق دارد نه در هر محرکی. اشکالی که در اینجا قابل توجه است، آن است که ارسطو بر آن است که محرک نامتحرک کارش فقط اندیشیدن به خودش و اندیشه‌هایش است، و عنایتی به هیچ چیز جز خود ندارد، (ارسطو: 1377، 36-15، b 1074) چگونه می‌تواند فاعل حرکت فلک باشد؟ از این گونه تعارض‌ها و ناهماهنگی‌ها در سخنان ارسطو در موضوعات مختلف، باز هم یافت می‌شود، اما آنچه که دربارة‌این تعارض می‌توان گفت، آن است که : ارسطو که علم خدا به غیر خود را نفی کرده است، قصدش آن بود که او را از انفعال و تغییر مبرا کند، در نظر ارسطو اندیشیدن محرک نخستین به چیز دیگر غیر از خودش، موجب تأثیرپذیرفتن از آن چیز و تغییر در ذاتش می‌گردد در حالی که او شریف‌ترین موجود و انفعال‌ناپذیر است و شریف‌ترین موجود از هیچ چیزی اثر نمی‌پذیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.