Skip to main content
فهرست مقالات

مردم سالاری دینی: به سوی یک گفتمان مسلط

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 93 تا 112)

کلیدواژه ها : دین ،مشارکت سیاسی ،و ،مردم سالاری دینی ،دموکراسی ،رابطه‌ی مردم سالاری و دین ،ارتباط تنگاتنگجامعه‌ی دینی و مردم سالاری دینی

کلید واژه های ماشینی : رابطه‌ی درون گفتمانی میان مردم‌سالاری ،دینی ،گفتمان ،مردم‌سالاری دینی ،مردم ،گفتمانی میان مردم‌سالاری و دین ،دموکراسی ،سیاسی ،گفتمان مسلط ،میان مردم‌سالاری دینی ،جامعه‌ی ،اسلام ،حکومت ،نهاد ،رابطه‌ی ،هویت ،رابطه‌ی میان مردم‌سالاری و دین ،جامعه‌ی دینی ،نظام ،ملازمه‌ی تنگاتنگ میان مردم‌سالاری ،جامعه‌ی دینی و مردم‌سالاری دینی ،گفتمان مردم‌سالاری و گفتمان دینی ،گرایش ،حق ،رابطه‌ی مردم‌سالاری و دین ،حکم ،کارآمدی ،سیاست ،مفهوم ،گفتمان مشخص

مقاله‌ی حاضر ضمن بررسی سه گفتمان مشخص پیرامون مردم سالاری دینی، یعنی رابطه‌ی درون گفتمانی میان مردم سالاری و دین؛ ملازمه‌ی تنگاتنگ میان مردم سالاری دینی با جامعه‌ی دینی؛ و گفتمانی که برمبنای قرائتی ناظر بر مشروعیت الهی ـ مدنی شکل گرفته است؛ به شرایط مسلط کردن و نهادینه کردن گفتمان موردنظر می‌پردازد.

خلاصه ماشینی:

"با پذیرش این اصول: الف) از سطح مباحث گوهری و لایتغیر (چنانچه فرض نماییم که چنین سطحی اساسا وجود دارد) خارج می‌شویم و پا به عرصه‌ی مباحثی می‌گذاریم که از رهگذر خوانش‌ها و قرائت‌ها و معرفت درجه‌ی دوم قابل فهم و درک هستند؛ ب) نقطه‌ی عزیمت معرفتی خود را در جغرافیای مشترک (بینامتن) میان گفتمان‌ها قرار می‌دهیم و برای هیچ گفتمانی هویتی شفاف و ثابت و مرزهای سدید و نفوذناپذیر قائل نمی‌شویم؛ ج) اندیشیدن به هر نوع هویت ترکیبی و تخلیطی معرفت شناختی را، به مثابه یک بازی زبانی جدید تجویز می‌نماییم؛ د) هویت هیچ گفتمانی را در دگر تصویر کردن گفتمان دیگر و حذف و طرد آن تعریف نمی‌کنیم (به اصطلاح فوکو به ورطه‌ی خشونت گفتمانی نمی‌افتیم)؛ هـ) هیچ مفهومی را به زمینه‌ی گفتمانی و معرفتی خاص گره نمی‌زنیم و واضع و واضح آن را واحد و ثابت نمی‌پنداریم و بالاخره؛ و) برقراری رابطه میان «مردم سالاری» و «دین» را (از رهگذر قرائتی که از این دو مفهوم به عمل می‌آوریم) ممکن و بدیهی می‌دانیم. ب) این نظریه را که نظام «مردم سالار» در میان ما نروییده، محصول سرزمین دیگری است و امکان افشاندن بذر آن در سرزمین ما وجود ندارد، با چالش جدی مواجه نمود؛ ج) این نظریه را که می‌توان نوعی رابطه‌ی این همانی میان این دو مفهوم (یا گفتمان)، بدون هیچ تصرفی در نظام معانی و نظام مدلولی آنان ایجاد کرد، نیز (به عنوان یک نظریه‌ی سطحی و ساده‌انگارانه) مردود دانست؛ د) از تصرف پوزش طلبانه (مصادره به مطلوب کردن) آن توسط برخی از شبه روشنفکران دینی و یا دین سالاران شبه دموکراتیک، ممانعت به عمل آورد؛ هـ) یک نظام مردم سالار در چارچوب نظام صدقی (truth regime)دینی (اسلامی) تعریف نمود که با مقتضیات زمانه و روح دین همخوانی داشته باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.