Skip to main content
فهرست مقالات

سو و شون؛ روایت نمادین تاریخ ایران

نویسنده:

(37 صفحه - از 28 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : سیاووش ،سووشون ،رمان ،روایت ،نماد ،داستان ،یوسف ،زری ،اسب ،دانشور ،قصه ،شاهنامه ،درخت ،ایران ،سحر ،تاریخ ،افراسیاب ،زنان ،روایت نمادین تاریخ ایران ،امام حسین ( ع ) ،اسطوره ،گیاه ،خواب ،مراسم ،مک‌ماهون ،خون سیاووش ،قصه مک‌ماهون ،داستان سیاووش ،زمین ،روایت شاهنامه‌ای داستان سیاووش

خلاصه ماشینی:

"زری هرچند دیر اما بسی ژرف با قهرمانان اصلی این سلسله آشنا می‌شود و دیگر می‌خواهد نه تنها در مرگ یوسف بلکه در مرگ تمام شجاع‌ها خوب گریه کند(292)و بر این باور است که برای ادامه راه آنها و زنده نگه‌داشتن نامشان حداقل‌ کاری که می‌تواند انجام دهد سوگواری است. زخاکی که خون سیاووش بخورد بابر اندر آمد درختی زگرد نگاریده بر برگ‌ها چهر او همی بوی مشک آمد از مهر او به دی مه نشان بهاران بدی‌ پرستشگه سوگواران بدی 34 فرنگیس نیز با شنیدن خبر کشته شدن سیاووش گیسوانش را می‌برد: همه بندگان موی کردند باز فرنگیس مشکین کمند دراز برید و میان را به گیسو ببست‌ به فندق گل ارغوان را بخست 35 هنوز هم در برخی مناطق ایران رسم است که کسانی که نزدیکانشان را از دست می‌دهند گیسوان‌ خود را می‌گشایند و یا آنها ار کوتاه می‌کنند. » (259)آیا خستگی ارباب آسمانی نشانه این است که آن اساطیر و الهه‌ها همه تمام شده،پس چرا کشته شدن یوسف در راه آزادی و اختیار و پیشرفت ایران،قتلی کاملا واقعی،این‌طور با طول‌ و تفصیل با روایت‌های مذهبی و اساطیری کهن می‌پیوندد و یوسف،سیاووش،امام حسین(ع) و یحیی می‌شود؟یعنی حرکتی درست خلاف روند قصه!شاید بتوان گفت زری با گم کردن‌ ستاره‌اش به گونه‌ای می‌خواهد بگوید این قصه را نپذیرفته یا در ایران پذیرفتنی و علمی نیست‌ که در این صورت قصه مک‌ماهون آن هم درست پیش از کشتن یوسف چیزی نیست جز یک‌ وصلهء بسیار ناجور!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.