Skip to main content
فهرست مقالات

مهستی نیشابوری

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"بقلم:آقای قویم الدوله بقیه از شماره قبل مهستی نیشابوری در شمارهء پیش گفتیم:ارکان دولت و اعیان حضرت بیشتر روزها امیر بادیة العراق را بمحفل خود میخواندند و با او بمفاوضت می‌نشستند،و چون نان میخوردند نشاط شراب میکردند و خنیاگران می‌آمدند و دست بکار می‌بردند،قوال با این شعر قول‌ و غزل آغاز میکرد: خوشا با رفیقان خوش دل نشستن‌ بهم نوش کردن می ارغوانی اما چون اختلاطی از خیالات تلخ و شیرین در روح دبیس دخل و تصرف داشت هیچ‌ نمی‌شکفت،دست بنقل و جام باده نمی‌برد،و مانند ملولی محزون در گوشه‌یی متفکر می‌نشست. دبیس بیشتر روزها هنگام نماز دیگر بر می‌نشست و بدان نزهتگاه دلگشا میرفت،در بازگشت بشهر دوشیزگان دلفریب اسپهان که او را سوار بر تکاور ابلق‌ کوهپیکر تازی نژاد میدیدند که از میان کوره راههای پرپیچ و خم میگذرد و شقهء جیقه مانند عمامه‌اش را باد بحرکت آورده و شمشیر کجش در هوا صدا انداخته است‌ وی را با سرانگشت بیکدیگر می‌نمودند و میگفتند:این امیر عرب است و از محتشمان‌ منتخب که دل مهستی را ربوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.