Skip to main content
فهرست مقالات

ویژه نامه: با دلی همچو آینه

نویسنده:

(5 صفحه - از 233 تا 237)

کلید واژه های ماشینی : نقاش، استاد اصغر پتگر، همچو آینه، هنر، دلی همچو، لبهایش، ذوق، هنر نقاشی ایران، پیرمرد نقاش، یاد پیرمرد نقاش، تابلوهایی هرکدام مثال برگ، جسم، برگ دفتر خاطرات عمر استادی، آدم، مثال برگ دفتر خاطرات عمر، بوم، لبخندها، رنگهایش جا پای گریه‌هایش، درختان باغ هنر ایران، تحسین، مثال، دلتنگی، شادمانه، رنگهای تابلوهایش، با دلی، عمر مونس لبهایش، آدم تابلویش، درخت تابلویش، تن نقاش، جسم مجال چرخیدن سر

خلاصه ماشینی: "ویژه‌نامه (به تصویر صفحه مراجعه شود) با دلی همچو آینه هادی سیف (به تصویر صفحه مراجعه شود) سالدیده نقاشی از تبار و قبیلهء نقاشان عاشق و صادق‌ این خاک،با آمدن بهار سال 1371 پا به 74 سالگی‌ گذاشت و از دنیا رفت؛با انبانی از کسالت جسم و کوله باری از غربت و دلتنگی و مهجوری و بی‌شمار تابلوهایی هرکدام مثال برگ دفتر خاطرات عمر استادی در خانه پیش روی خودش و بر دیوار اتاقهای‌ دوست و آشنا،حتی غریبه‌ها-همان خاطرات مالامال‌ از نقش و رنگی که این سالهای آخر عمر،خودش هم‌ بسیاری از برگهای آن را گم کرده بود؛حتی گاهی با زلالی و صداقت تمام دوست داشت به انکار انتساب‌ آنها به خودش بنشیند،یعنی که چی؟یعنی که هیچ. آخر،آدمی‌ صاحب ذوق،با دلی همچو آینه و خلق و خویی‌ مهربانانه و لبهایی همیشه سرشار از خنده و چهره‌ای‌ گشاده،کجا می‌توانست یا که قادر بود بگوید کجای‌ نقش و رنگهایش جا پای گریه‌هایش را می‌تواند جستجو کند یا که در کدام انتخاب رنگی از میان همهء رنگهای تابلوهایش خندیده است و شادمانه خندیده‌ است؟ پیرمرد نقاش،همیشه برای من،تجسمی از معصومیت و صداقت بود؛یک نقاش ساده و بی‌شیله پیله که ذوقی داشت،چه بسا ذوق سرشاری‌ هم داشت،نقاش شده بود،نقاشی می‌کرد،برای‌ دلش هم نقاشی می‌کرد،کلاس راه می‌انداخت،تابلو می‌فروخت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.