Skip to main content
فهرست مقالات

شرح یک بیت دشوار حافظ

نویسنده:

(6 صفحه - از 303 تا 308)

خلاصه ماشینی:

"یکی از قدیمی‌ترین آنها مقالهء مرحوم قزوینی در شرح بیت«بیا که پردهء گلریز کارخانهء چشم/کشیده‌ایم به تحریر کارگاه خیال»است(اتفاقا این بیت را دوست حافظپژوه عزیزم آقای علی اکبر رزاز صاحب کتاب جمع پریشان-در موضوعی ساختن‌ شعر حافظ-نیز شرح کرده‌اند و در یکی از شماره‌های‌ حافظشناسی به طبع رسیده است). گرچه با این قرائت‌ نیز می‌توان معنایی برای بیت بالا تصور کرد،اما اولا اشباع کسرهء اضافه بعد از دال«سواد»،و سکون حاء «سحر»،وزن و آهنگ بیت را سنگین و نامطبوع می‌کند، و ثانیا چشم جادو محبوب را نسخهء کامل جادو،و به‌ عبارت دیگر،«جادو»را«سواد جادو»،یا چیزی را رونوشت خودش گفتن از فصاحت دور است. حافظ خود آن را دروغگو و سیاه‌رو گفته‌ است: به صدق کوش که خورشید زاید از نفست‌ که از دروغ سیه‌روی گفت صبح نخست و مولوی نیز از فریبکاری آن سخن می‌گوید: از این صلح پر از کینش،از این صبح دروغینش‌ همیشه این‌چنین صبحی هلاک کاروان باشد بنابراین،معنای بیت را می‌توان چنین تعبیر کرد که‌ چشم تو در فریبکاری نسخهء کامل صبح کاذب و عین‌ سواد آن است،ولی تفاوت در این است که صبح کاذب‌ بیمار نیست،و چشم تو،که نسخهء آن است،سقیم و بیمار است. (گو اینکه،انصاف باید داد که‌ جوانه‌های شعر سبک هندی در شعر حافظ فراوان‌ است)اما اینکه جناب مجتبایی می‌فرمایند:اگر«سحر» (به کسر اول و سکون دوم)بخوانیم«وزن و آهنگ بیت‌ را سنگین و نامطبوع می‌کند»ایراد واردی نیست. سخن آخر اینکه حافظ به جای آنکه مانند موارد دیگر بگوید چشم یار،جادوست یا سحرآفرین‌ است،یا کاروانسالار کاروان سحرست،یا چنان جادوگر بزرگی بود که هزار ساحر مانند سامری در خیل خود داشت،این‌بار می‌گوید چشم جادوی تو،خود سحر یعنی اصل و معدن ذات سحر است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.