Skip to main content
فهرست مقالات

هولدرلین، شاعر مکافات

(9 صفحه - از 432 تا 440)

خلاصه ماشینی:

"با این‌همه،شما جملگی،ای خدایان آسمان چشمه‌ساران،ساحل‌ها،جنگل‌ها و کوهسارانی که‌ در روزهای فراموش ناشدنی اعجاز آن هنگام که ناگاه،برای نخستین‌بار،دست حیرت به‌ گیسوان فرو بردیم، دیدید نبوغ آفریننده،روح آسمانی به یکبارگی بر ما چیره‌ گشت، آنی که حواسمان گنگ برجا ماند و همهء استخوان‌هایمان گویی از ضربهء آذرخشی لرزید، ای سیر بی‌امان رویدادهای جهان فراخ روزهای طاقت‌فرسای تقدیری که خدا غوطه‌ور در اندیشه‌هایش اسب‌های غول‌پیکر و مست از خشم را به فرجامی موعد رهنماست آیا از شما جملگی است که ما نمی‌باید هیچ سخنی بر زبان رانیم؟ و در زمانی که خوش‌آهنگی سالی آرام و یکنواخت ما را به جنبش درمی‌آورد آیا این است یگانه آوازی که در این‌جا ما را رخصت‌ است،چونان کودکی خودکامه و تن‌آسا که بازیگوشانه‌ به چنگ پاک و مقدس فرمانروا دست می‌زند؟ پس چرا،ای شاعر،گوش فراداده‌ای به پیامبران شرق و سرود یونانیان و،تازگی‌ها به طنین تند؟ آیا این برای کاهیدن روح در بردگی است، برای آن است تا در شتابت خوبی‌های زمانه را خوار داری، برای تمسخر،انکار و دیوانه شمردن روح است، برای آن است که جست‌وخیزی سوداگرانه را بر روح‌ تحمیل کنی، و او را به رقصی و اداری آنسان که برای بازی،حیوانی در قفس را؟ تا روزی که در زیر نیش خشم روح اصل خویش را به یاد آورده،روزگار وصل خویش‌ را صلا می‌دهد و به ناگه فرمانروا فرا می‌رسد و تو را بی‌جان زیر سوزندگی تیرهای مهلکش رها می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.