Skip to main content
فهرست مقالات

ممنونم، خانم

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 685 تا 688)

خلاصه ماشینی:

"» زن درشت‌اندام درحالی‌که پسرک وحشت‌زده را به‌ دنبال می‌کشید،به طرف بالای خیابان راه افتاد و گفت: «پس امروز حتما باید صورتت رو بشوری. من داشتم می‌اومدم خونه که یه لقمه‌ غذا برای شام درست کنم،اون‌وقت تو می‌خواستی‌ کیف منو قاپ بزنی؟!دیروقت هم که هست و حتما هنوز شام نخوردی،نه؟» پسرک گفت:«هیچ کس خونهء ما نیست. » خانم لیوئلا بیتس واشنگتن جونز گفت:«خب، برای کفش‌های جیر آبی رنگ لازم نبود کیف منو بزنی»؛ و ادامه داد:«می‌تونستی بیایی و ازم بخوای بهت پول‌ بدم. هم‌زمان با پایین رفتن پسرک از پله‌های بیرون‌ در،زن درحالی‌که به خیابان می‌نگریست گفت: «خداحافظ!رفتار درست یادت نره،پسر!» پسرک می‌خواست چیزی غیر از«ممنونم،خانم»به‌ خانم لیوئلا بیتس واشنگتن جونز بگوید؛اما هنگامی که‌ در پاگرد پلکان سوت‌وکور ساختمان روی برگرداند و به‌ زن درشت‌اندام که در آستانهء در ایستاده بود نگاه کرد، گرچه لب‌هایش تکان خورد،بااین‌حال حتی همان‌ جمله را نیز نتوانست به زبان آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.