Skip to main content
فهرست مقالات

پوزیتویسم منطقی و فلسفه تحلیل زبانی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : فلسفه تحلیل زبانی، فلسفه، پوزیتویسم منطقی، زبان، پوزیتویسم منطقی و فلسفه، دین، معنا، باربور، حسی، نظریه

خلاصه ماشینی: "باربور می‌گوید:«به گفته پوزیتویستها، نظریه علمی باز نمود جهان نیست، بلکه یک طرح و تعبیه قلم‌اند از (*)با توجه به اینکه دیدگاه آنها در مورد فلسفه و وظیفه فیلسوف با نظریه‌شان در مورد شناخت شناسی است لذا این عنوان را مطرح نمودیم. باربور می‌گوید:«سیر فلسفه انگلیسی از پوزیتویسم منطقی تا تحلیل زبانی مطرح شده است، فلسفه تحلیل زبانی پیشاپیش قائل به هیچ مجموعه‌ای از استنباط نیست، بلکه عبارت است از کوشش در روشن کردن و سر درآوردن از انواع مختلف زبان و نقشهایی که در زندگی بشر ایفاء می‌کند». (22) گرچه کار هر دو تفکر متمرکز شده است روی مسأله «منطق»و زبان و اینکه ما می‌بینیم انسان در محاورات علمی و فلسفی از چه جملاتی استفاده می‌کند و منطق حاکم بر این گفتگوها چیست؟ولی تفاوت عمده آنها در این است که پوزیتویسم منطقی، وظیفه «جملات»و«زبان»را تنها گزارش داده‌های حسی و اطلاعات تجربی می‌داند و فقط گزاره‌های تجربی را (*)فردی مانند ویتگنشتاین که به گفته مؤلف کتاب«درآمدی بر فلسفه»در جمع فیلسوفان قرن بیستم تأثیر هیچکس در پرورش«فلسفه زبانی» به اندازه تأثیر او نبود. ()بر خلاف پوزیتویستهای منطقی که زبان دینی را رد می‌کردند، تحلیلگران زبانی معتقدند که علم و دین دو حوزه جدا از هم هستند که هر کدام زبان خاص خود را دارند، باربور می‌گوید:«آنجا که پوزیتویسم مجال علم را تنگ گرفته بود و درصدد القاء گزاره‌های دینی برآمده بود، تحلیل زبانی هم علم و هم دین را مشغله مجاز و معقول می‌شمرد، ولی معمولا به این نتیجه می‌رسید که این دو به یکدیگر ارتباطی ندارند، گزاره‌های علمی و دینی را نه بخاطر حقیقت یا صدقشان داوری می‌کرد، بلکه به خاطر مفیدیت آنها در به انجام رساندن وظایف خاص خویش»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.