Skip to main content
فهرست مقالات

معانی مختلف (هنر) در شاهنامه فردوسی

نویسنده:

(13 صفحه - از 289 تا 301)

کلید واژه های ماشینی : هنر ،فردوسی ،معنی ،شاه ،شاهنامه فردوسی ،زبان فارسی ،شاعر ،رستم ،العاده فردوسی بزبان فارسی ،بزبان فارسی ،بزبان فارسی بیان ،شخصیت ،فردوسی هنر معانی متعدد ،معانی کلمات و لغات فارسی ،نژاد ،سخن ،انوشیروان ،شاعر اندرزگوی زبان فارسی ،استاد ،دلیری ،لشگر ،شخصیت انسانی در ذهن فردوسی ،جنگ ،شخصیت انسانی ،لغت در شاهنامه فردوسی ،استاد بزرگ سخن فارسی ،در شاهنامه ،ذهنی ،زبان فارسی بسبب تمرین ذهنی ،منش شخصیت انسانی در ذهن

خلاصه ماشینی:

"همین کودک از پشت آن بدهنر همی چاره و حیله سازد دگر در:دستگیری سرخه و کشته شدن بدست زواره و بدستور رستم باز همین معنی پدر پاک بد مادرش بد هنر چنان دان کز و پاک ناید پسر در:اشاره بسرگذشت اسکندر بعنوان تمثیل‌ بمعنی فطانت و زیرکی ز هر جای پرسید و هر چیز گفت‌ خرد با هنر کردم اندر نهفت (با زیرکی بنادانی تظاهر کردم)در:گزارش کیخسرو و بکیکاووس پس از ورود بایران‌ بمعنی ارج و آبروی و تقوی و عفت نه بینی کزین بی‌هنر دخترم‌ چه رسوائی آمد به پیران سرم در:گفتار افراسیاب به پیران درباره عشق‌ورزی‌ منیژه به بیژن باز بهمین معنی وز آنجا بایوان آن بی‌هنر منیژه کزو ننگ دارد گهر در:گرفتار شدن بیژن بدست افراسیاب‌ بمعنی عمل(در برابر قول) اگر اینکه گفتی بجای آوردی‌ هنر بزبان رهنمای آوری (برای قولت دلائل عملی نشان دهی)در:رسیدن اسفندیار به پیش پدرش گشتاسب‌ بمعنی بخشایش و جوانمردی و نقطه مقابل کین‌توزی ببخشای و کار گذشته مگوی‌ هنرجوی و از گشتگان کین مجوی در:زندان افکندن بهمن زال را بمعنی معماری و مهندسی ساختمان زروم و زهند آنکه استاد بود وز استاد خویشش هنر یاد بود در:شهرسازی انوشیروان بمعنی کمال(در برابر نقص و عیب) ز عیب و هنر هرچه دارد رواست‌ بر این نامه بر پاک یزدان گواست باز همین معنی قباد بداندیش نیرو گرفت‌ هنرها بشست از دل آهو گرفت بیش از این استناد متلف وقت حضار ارجمند است ولی این نکته لازم بیادآوری‌ است که در شاهنامه فقط یکبار از(هنرمند)بعنوان موسیقی‌دان یاد شده و آن بیت این است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.