Skip to main content
فهرست مقالات

شبی در خدمت پیر طریقت!

نویسنده:

(4 صفحه - از 446 تا 449)

خلاصه ماشینی:

"استاد عباس با آهنگی دانشین این بیت را زمزمه کرد: علم نبود غیر علم عاشقی‌ ما بقی تلبیس ابلیس شقی من پیش خود فکر کردم که چرا این مرد مرا بعاشقی تشویق میکند؟با این همه سیمای استاد عباس چنان جذاب بود که بیش از پیش شیفته او شدم زیادتر از سابق در دکان او میایستادم استاد عباس هم بیشتر بمن محبت میکرد اجازه میداد روی پیشخوان بنشینم و از نزدیک بزمزمه او گوش بدهم تا آنکه بالاخره روزی استاد عباس بدون مقدمه بمن گفت:فرزند میخواهی‌ خداشناس بشوی؟-البته که میخواهم-اگر چنین است باید خدمت پیرطریقت برسی‌ تا از خدا را بتو بشناساند. از سر و صورتم عرق‌ میریخت که ناگاه پیرطریقت یعنی حضرت صفا علیشاه(ظهیر الدوله)با چشمانی که بارقه‌ الهی از آن میدرخشید بمن نظر افکند من بی‌اختیار از آن نگاه روی زمین نشستم و از خود بیخود شدم-حالتی رفت که محراب بفریاد آمد-استاد عباس مرا بلند کرد و تا کنار پیرطریقت برد حضرت صفا علیشاه دست بسر من کشیده فرمودند:فرزند خوش آمدی- من که قدری حالم بجا آمده بود آنچه همراه داشتم ظاهر و باطن به پیشگاه پیر گذاردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.