Skip to main content
فهرست مقالات

معاصران

شاعر:

خلاصه ماشینی:

"آتش به جان من زد و با من بجان نساخت‌ چون دید بیکسم به من بی‌امان نساخت‌ در دم کشد از آن‌که پس از الفت دراز نامهربان من به من مهربان نساخت‌ آن کاروان حسن ز بیدادی فریب‌ جایی گذر نکرد که‌ام بدگمان نساخت‌ الفت نماند بین محبان فغان که دل‌ شاخی ندیده‌ام که بر آن آشیان نساخت‌ خوش می‌شکفت غنچهء گلخنده‌اش دریغ‌ با صد زبان ولی به من بی‌زبان نساخت‌ در بند بند جملهء اعضا بخواب ماند این درد جا نگداخته با استخوان نساخت! رؤیای صبح،پای تحرک ز ما گرفت‌ خواب بلند شوق به حسرتکشان نساخت اسماعیل معمائی ساری (یک جهان لطفی و یک دنیا صفا) وه چه زیبا و فریبائی هنوز در دیار حسن والائی هنوز شاهدی شیرین‌لب و شیرین‌سخن‌ در فنون عشق یکتائی هنوز دلبری مه پیکری سیمین بری‌ فتنه‌خیزی مجلس‌آرائی هنوز چون نهم مستانه لب روی لبت‌ چون شراب کهنه‌گیرائی هنوز یک جهان لطفی و یک دنیا صفا در دل من زینت افزائی هنوز در میان مجمع دلدادگان‌ من چو مجنونم تو لیلائی هنوز با همه قهر و نشاط و خشم و کین‌ چون(معمائی)معمائی هنوز"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.