Skip to main content
فهرست مقالات

دستور تاریخی زبان فارسی: تحول فعلهای معین و فعلهای ناقص لازم در زبان فارسی

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"استعفا خواست‌ و چون عادت او معلوم بود،مضایقت نرفت(عقد العلی للموقت الاعلی ص 88 چاپ‌ 1311 تهران): ایستادن-ایستادن نیز اگر به معنی شدن بوده است گاهی از فعل‌های ناقص‌ لازم به شمار می‌رفته مانند:هوای بلخ گرم ایستاد(بیهقی ص 356)روز سخت گرم‌ ایستاده بود(بیهقی ص 632)چون به رحم پیوندد و به آب‌زن بیامیزد و غلیظ ایستد (کلیله و دمنه ص 54 تصحیح مینوی) آمدن-این فعل در قدیم هم فعل ناقص لازم بوده و هم فعل معین مجهول‌ساز و هم فعل تام‌1اما امروز فقط تام است و تنها در بعضی از ترکیبات جامد و فسرده Fige?) باقیمانده از قدیم مانند خوشم آمد،وارد آمد،پدید آورد،گرد آمد،یا بعضی از عبارات مانند«لازم می‌آید»این فعل به صورت ناقص و به معنی شدن و بودن و به نظر آمدن بکار می‌رود. آمدن وقتی به معنی شدن بوده است گاهی فعل معین می‌شده و فعل مجهول می‌ساخته‌ است مانند:شش جفت برده آمد(بیهقی ص 113)و پاسخ این تهور داده آید (بیهقی ص 493) نمودن-نمودن-در قدیم سه معنی داشته است:کردن،نشان دادن،به نظر آمدن که معنی اخیر آن صورت لازم نمودن به معنی نشان دادن است و نمودن به معنی به نظر آمدن می‌توانسته است فعل ناقص لازم باشد:و صواب آن می‌نماید که خداوند به‌ هرات رود(بیهقی ص 612)ای پسر ترا نان جوین خوش ننماید(سعدی) یادآوری 1-ایستادن-رفتن،نمودن و افتادن به صورت فعل معین مجهولساز به نظر نگارنده نرسیده است. در پهلوی نیز«ابر آمدن»به معنی به نظر رسیدن و فعل ناقص لازم بوده است: «کر پک پت دات رای کرت اپیر ترا پر آییت»(پندنامه به نقل از ص 176 دستور زبان فارسی میانه تألیف(استاد گویوا)یعنی کار نیکی که مطابق قانون انجام شده‌ باشد بهتر به نظر می‌رسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.