Skip to main content
فهرست مقالات

معاصران

شاعر:

خلاصه ماشینی:

") طی شد آن ایام کز مهر و وفا نامی نبود یا ز کوی یار افسونکار پیغامی نبود از همائی سنا خواندم غزل در وصف عشق‌ گشت جانم مست عشق ارباده و جامی نبود عشق را از عقل گفتی ره جدا بود از نخست‌ بنده عشقم که خود در بند فرجامی نبود طعنه‌ها بر عقل دوراندیش زد دل با غرور گر نبودی عشق گیتی را سرانجامی نبود عقل حکم عشق را اجرا کند بی چون و چند از نخستین روز در این نکته ابهامی نبود عشق وجدان را کند بیدار و ایمان را قوی‌ ورنه کس را سوی حق و معرفت گامی نبود عشق شد بر کفر و دین و خوبی و زشتی محیط ورنه در گیتی صفا و نظم و آرامی نبود گر نبودی کفر و دین را در جهان کس مشتری‌ پیش پای خلق هرگز دانه و دامی نبود گفت(روحی)کام جانم گشت شیرین زین کلام‌ (از وصال دوست ما را بهره و کامی نبود) رهگذر بر گو ای رهگذر از چیست که فریاد کنی‌ اینهمه شور و نوا چیست که بیداد کنی‌ نیمه شب جان مرا اینهمه آشوب مزن‌ از ستمکاری اغیار چرا یاد کنی‌ دانی ای رهگذر امشب چه بمن میگذرد آنچه دارم بجهان یکسره بر باد کنی‌ جان بلب آمده از سوز نوایت سوزم‌ لب فرو بند دمی تا دل ما شاد کنی‌ با لب بسته اگر زین گذر زود گذر بگذری."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.