Skip to main content
فهرست مقالات

بر لحاف فلک افتاده شکاف ...

نویسنده:

(3 صفحه - از 26 تا 28)

خلاصه ماشینی:

"برفاب:آب برف که از ذوب شدن برف به حاصل‌ آید: ز گرمایی چو آتش تاب گیریم‌ جگر در تری برفاب گیریم (نظامی) به برفاب رحمت مکن بر خسیس‌ چو کردی مکافات بر یخ‌نویس (سعدی) تنش چون کوه برفین تاب می‌داد ز حسرت شاه را برفاب می‌داد (نظامی) برفاب دهی همی تو ما را ما از تو فقع همی گشاییم (سنایی) در ادب فارسی هر چیز پاک و سفید را به برف‌ تشبیه می‌کنند: دفتر صوفی سواد و حرف نیست‌ جز دل اسپید همچون برف نیست (مولوی) همچنین برف موی کنایه از پیری است: چو کوهی سفیدش سر از برف موی‌ روان آبش از برف پیری به روی (سعدی) مرا برف بارید و بر پر زاغ‌ نشاید چو بلبل تماشای باغ (سعدی) بنفشه‌زار بپوشید روزگار به برف‌ درونه گشت چنار و زریره شد شنگرف‌ که برف از ابر فرود آید ای عجب همه سال‌ از ابر من به چه معنی همی برآید برف (کسایی) سرانجام بعد از سه ماه حکومت و فرمانروایی، لشکر بهار بر آن می‌تازد و پس از نبردی سخت،به‌ ارادهء الهی،سپاه زمستان شکست می‌خورد و لشکر بهار فایق می‌آید تا برگ دیگری از گذشت زمان‌ ورق بخورد و روزگار همچنا به پیش بتازد: بر لشکر زمستان نوروز نامدار کر دست رای تاختن و قصد کارزار وینک بیامدست به پنجاه روز پیش‌ جشن سده طلایهء نوروز و نوبهار آری هر آنگهی که سپاهی شود به رزم‌ ز اول به چند روز بیاید طلایه‌دار (منوچهری) چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد لشکرش ابر تیره و باد صبا نقیب‌ نفاط برق روشن و تندرش طبل زن‌ دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب (منوچهری) جهان در زمستان دردمند و بیمار است که با فرا رسیدن بهار بهبود می‌یابد: یک چند روزگار،جهان دردمند بود به شد که یافت بوی سمن را دوا طبیب‌ کنجی که برف پیش همی داشت گل گرفت‌ هو جو یکی که خشک همی بود شد رطیب (رودکی) (به تصویر صفحه مراجعه شود) در این نبرد بهار پیروز می‌شود: باز این چه جوانی و جمال است جهان را وین حال که نو گشت زمین را و زمان را مقدار شب از روز فزون بود و بدل شد ناقص همه این‌را شد و زاید همه آن‌را هم جمره برآورد فرو برده نفس را هم فاخته بگشاد فرو بسته زبان را ژاله سپر برف ببرد از کتف کوه‌ چون رستم نیسان به خم آورد کمان را که بیضهء کافرو زیان کرد و گهر سود بنگر که چه سودست مر این مایه زیان را (انوری) بسا محنت که دولت آخر اوست‌ که دی مه را نتیجه نوبهار است (خاقانی) پی‌نوشت: (1)-مصراعی است از یک بیت که از دوران کودکی در ذهن دارم و متأسفانه نمی‌دانم گویندهء آن کیست؟!"

صفحه:
از 26 تا 28