Skip to main content
فهرست مقالات

ادبیات انقلاب اسلامی ایران (آب و آئینه)

شاعر:

(6 صفحه - از 574 تا 579)

کلید واژه های ماشینی : عشق، خیال، غزل، جاری، خواب، صبح، نفس، بچشمهء دل روشن، دلم عاشقانه‌های خیال، آب و آئینه

خلاصه ماشینی: "ادبیات‌ انقلاب اسلامی ایران‌ آب و آئینه جهان شکفته بگلبانگ عاشقانهء ما است‌ که شور عشق تو در پردهء ترانهء ماست‌ گل ار بخنده برافروخت روی آتشناک‌ بباغ صبحدم،از گریهء شبانهء ماست‌ مگر خیال تو در خاطرم چراغ افروخت‌ که مهر تافته،از آفتاب خانهء ماست‌ مرا پیام تو در هر غزل برانگیزد سکوت را نتوانم،سخن بهانهء ماست‌ چو حلقه بر در این خانه چشم دوخته‌ایم‌ که برق لطف تو در دیدهء زمانهء ماست‌ بیا که خیمه ز در یا دلی بموج زدیم‌ چو قطره پهنهء بی‌ساحلی کرانهء ماست‌ بچشمهء دل روشن نشان ز خویش بجوی‌ که آب و آینه روشن‌ترین نشانهء ماست‌ بفرش سبزه بآهستگی نسیم بهار قدم نهاده گل‌افشان در آستانهء ماست‌ سمند خاک عنان را بدست عزم تو داد «که توسنی چو فلک رام تازیانهء ماست»1 «به تیغ صاعقه جوشن شکاف دشمن باشت»2 هنوز فتنهء طوفان در آشیانهء ماست‌ بشور«جذبه»سخن ساز میکند«مشفق» سرود عشق غزلهای جاودانهء ماست مشفق کاشانی (1)-که توسنی چو فلک رام تازیانهء ماست(حافظ) (2)-استاد محمود شاهرخی«جذبه» حدیثی شنیدنی در پرده بر فروز که این پرده دیدنی است‌ بی‌پرده نغمه کن که نوایی شنیدنی است‌ از نوبهار حسن تو تنها دمید و بس‌ در خاطرم گلی که از این باغ چیدنی است‌ گفتی مگر به خواب ببینی مرا،به خواب‌ ای بخت من بخواب که این خواب دیدنی است‌ زین تیرگی،فروغ یکی نوسخند تست‌ صبحی اگر به دامن شبها دمیدنی است‌ یک جرعه زان شراب خرد سوز دردساز با نقد جان اگر بفروشی خریدنی است‌ از من ز غم بپرس،که قولی است گفتنی‌ با من ز درد گو که حدیثی شنیدنی است‌ چون من به روزگار،ز بیداد روزگار سرگشته‌ای مجوی که هیچ آفریده نیست‌ دیدار دوست یا نفس جانفزای عشق‌ یا نوبهار،بس‌که دل‌افروز و دیدنی است مهرداد اوستا چشم این دهر..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.