Skip to main content
فهرست مقالات

عشق می بارد جمال پیر را (گفتگو با استاد شهریار)

مصاحبه شونده:

(12 صفحه - از 204 تا 215)

کلید واژه های ماشینی : شهریار، شعر، عشق، شاعر، نیما، مادر، حکایت، زبان، شعر نیما و نیمای شاعر، دریا

خلاصه ماشینی: "اکنون شهریار معتکف رو به کتاب آسمانی می‌نهد و راز دل را با خدای خود می‌گوید: دلم جواب بلی می‌دهد صلای ترا صلا بزن که بجان می‌خرم بلای ترا بزلف گو که ازل تا ابد کشاکش تست‌ نه ابتدای تو دیدم نه انتهای ترا کشم جفای تو تا عمر باشدم،هرچند وفا نمی‌کند این عمرها وفای ترا بجاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ‌ مگر نه در دل من تنگ کرده جای ترا تو از دریچهء دل می‌روی و می‌آئی‌ ولی نمی‌شنود کس صدای پای ترا و در پایان همین غزل: دل شکستهء من گفت شهریارا بس‌ که من بخانهء خود یافتم خدای ترا و در مقام جلال خاتم الانبیا(ص)می‌سراید: ستون عرش خدا قائم از قیام محمد(ص) ببین که سر بکجا می‌کشد مقام محمد(ص) بجز فرشتهء عرش آشیان وحی الهی‌ پرنده پر نتواند زدن ببام محمد(ص) به کارنامهء منشور آسمانی قرآن‌ که نقش مهر نبوت بود بنام محمد(ص) شهریار که رازونیازهای شبانهء خود را بر پهنهء شعر کشانیده،غزل مناجات علی(ع)را می‌سراید که‌ همچون گوهری تابان همواره در نورافشانی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.