Skip to main content
فهرست مقالات

افسانه طی زمان (2)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : نور، محمودخان، حرکت، وقت صدای محمودخان، دختر، خیمه‌ها، حرکت ارتعاشیه نور، حرکت ارتعاشیه، حرکت لبهای، شهر

خلاصه ماشینی:

"مجلس دوم روز موعود سه ساعت بغروب مانده وارد اطاق محمودخان شدم با کمال‌ خوشرئوی از من پذیرائی کرد و پس از احوالپرسی و تعارفات مختصری حسب الوعده‌ شروع بعملیات نموده اول اطاق را تاریک ساخته پس از آن باطاق دیگر رفته موتور را براه انداخت بلافاصله دیوار اطاق روشن شده سواد شهر بزرگی از دور نمایان‌ گردید و کم‌کم این شهر نزدیکتر شدهء باغات سبز و خرم و عمارات باشکوه آن دیده‌ می‌شد محمودخان با صدای بلند گفت اینجا شهر معروف و تاریخی شوش یکی از سه‌ پایتخت سلاطین عظیم الشأن هخامنشی است کم‌کم قسمتی از شهر و اطراف آن ازنظر پنهان شد باغ بزرگی که گویا در سمت جنوب غربی شهر شوش بود نزدیک آمده این‌ باغ خیلی بزرگ و دارای نخلستان و نارنجستان بود و اقسام میوه‌جان و درختان گل‌ در آن غرس شده و چندین قصر در نقاط مختلفه آن بنا شده بود در یک قسمت آن‌که‌ خالی از درخت و دارای کردوهای گل بود خیمه‌های زیادی برپا کرده بودند خیمه‌ها نزدیک آمدند اغلب آنها از حریر و دیبا برنگهای مختلف بودند کم‌کم صدای ساز و آواز بگوش رسیده و پس از مدت کمی باطراف و درون خیمه‌ها نگریسته دیدم‌ جمعیت زیادی بر بالای کرسیها نشسته و در چندین نقطه بساط عیش گسترده‌اند در اینوقت یک خیمهء زربفتی نزدیکتر آمده دیدم شخصی بلندقد که لباسهای بلند ارغوانی‌رنگ در بر کرده و تاج سلطنت بر سرداشت بر بالای تخت کوچکی از طلا جلوس نموده و دوازده نفر دیگر که همه شمشیرهای مرصع بر کمر دارند در حضور او نشسته و جمعی از نوازندگان قدری دور از جمعیت مشغول زدن ساز و خواندن‌ آواز هستند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.