Skip to main content
فهرست مقالات

رساله معراجیه - از آثار حکیم بارع حجه الحق ابوعلی سینا (3)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : قوت ،عقل ،وهم ،فلک ،خیال ،روح ،واجب‌الوجود ،اجسام ،حواس ظاهر مزدوران حواس باطنند ،بدن ،ظاهر ،نفس ،جمله ،حواس باطنند و حواس باطن ،اثر ،آثار حکیم بارع حجه ،حواس باطن ،بدو ،حواس ظاهر ،علم ،مجرد ،حواس باطن شاگردان عقلند ،جمله قوتهای حیوانی و طبیعی ،عقلند و حواس ظاهر ،قوت وهم بر اثر ،جمله قوتهای عقلی ،عقل اول ،قوت خیال ،روح قوتهای طبیعی ،کار

خلاصه ماشینی:

"و آنکه گفت از کوهها در گذشتم و این دو کس را باز پس کرده رفتم به‌ بیت المقدس و بدو در رفتم یکی پیش آمد و سه قدح بمن داد یکی خمر یکی شیر یکی آب خواستم تا خمر بستانم جبرئیل نگذاشت و اشارت کرد بشیر تا بستدم و بخوردم یعنی که چون از حواس درگذشتم و حال خیال و وهم‌ بدانستم و در درون خود تامل کردم و بعالم روحانی در شدم سه روح دیدم‌ یکی حیوانی و یکی طبیعی و یکی ناطقه خواستم که بر اثر حیوانی روم و او را بخمر ماننده از آن کرد که قوتهای وی فریبنده است و پوشیده و جهل‌ افزای چون شهوت و غضب و خمر تیزکننده این دو قوه است و طبیعی‌ را مانند بآب از آن کرد که قوام بدن بدوست و بقاء شخص بتربیت‌ شاگردان اوست که در بدن کار میکند و آب نیز سبب حیات حیواناتست‌ و مدد نشو و نماست و ناطقه را بشیر مانند از آن کرد که غذای مفید و لطیف و مصلحت افزاست و اینکه گفت خواستم خمر را بستانم نگذاشت‌ تا شیر بستدم زیرا که بیشتر دمیان از متابعت این دو روح در نگذرند طبیعی و حیوانی زیرا که ناقص باشند و کسیکه ناقص افتد هرچه طلبد بدنی‌ و حسی طلبد و فایده و لذت این دو روح بدنی است لاجرم آنچه حیوانیست‌ چون شهوت راندن یا طلب ریاست و حب دنیا و شرب خمر و جماع و مانند این و چون جسم که دفع مخالفت کند و آنچه بدین ماند این جمله منفعتهای‌ بدنی است و ناقص و همیشه قصد چنین کارها دارد و متابعت روح طبیعی‌ همین است که همیشه در خوردن و خفتن مانده باشد اما چون کسی تمام‌ مزاج باشد که روح ناطقه قوی افتد غالب گردد و قوتهای این دو روح‌ قوتهای طبیعی را چندان کار فرماید که مصلحت بدن و قوام و تربیت شخص‌ باشد و قوتهای جوانی را نیز در پناه خود دارد و وقت ضرورت و مصلحت کار فرماید و شهورت را جز بعفت و صلاح کار نفرماید چندانکه قاء نفس باشد بتناسل‌ و نام مرده نفسی از وی بر خیزد و قوت غضبی را بشرط شجاعت و دیانت کار میفرماید چندانکه نام بی‌حمیتی بر وی نیفتد و همه قوتها را رعیت خود سازد تا وقت و فرصت‌ و مصلحت کار فرماید و مردم بحقیقت این کس را خوانند زیرا که غلبه قوت طبیعی‌ هیمی است و غلبه قوت حیوانی شیطانیست و غلبه قوت نطقی ملکی و مردم بحقیقت‌ آن بود که بملکی نزدیکتر بود و از ددی و هائمی دورتر تا از احوال خود بیخبر نباشد و از وصلت روحانی بی‌بهره نماند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.