Skip to main content
فهرست مقالات

آثار معاصران

شاعر:

کلید واژه های ماشینی : آبشار، آب، معاصران، اشک گرم مادرت گر آب، فلک، آبشار نو گلانرا چشم دل، آبشار اشک گرم مادرت، مادرت، فرار، فلک راه فرار

خلاصه ماشینی:

"لابد از دست فلک هستی شکار ای آبشار من اگر جای تو بودم چند دفعه(!)تابحال‌ از شکاری کرده بودم انتحار ای آبشار دشمنی کرده است با آزادگان اینچرخ دون‌ چرخ را تابوده این بوده مدارای آبشار زال گردون هست زورش بیشتر از ماو تو رستم است او،گر توئی اسفندیار ای آبشار دیدی آخر با تو هم سرشاخ شد از راه کین‌ بند برپایت زد و کردت مهاز ای آبشار *** یادداری روزهائی را که میکردی فرار همچو آن دیوی که بگریزد زغار ای آبشار؟ بسکه تند از پهلویم رد میشدی رفتار تو در سرم میکرد تولید دوار ای آبشار آنزمان گر در خم زلف تو دستی میزدم‌ میزدی با ضرب دستم را کنار ای آبشار نرم نرمک از میان دره و کوه و کمر میگذشتی پیش ازاین مانند مار ای آبشار میزدی بر دست‌وپای سنگها وقت عبور بوسه‌های پر صدای آبدار ای آبشار حالیا افتاده‌ای با ساق عریان وی سنک‌ نیستی دیگر چرا فکر فرار ای آبشار اینچنین منشین بیکجا جنب و جوشی ساز کن‌ تا که بر روی تو ننشیند غبار ای آبشار بر سر بالین تو زانو زده اندو هناک‌ مادر گیسو سپیدت:کوهسار ای آبشار بسکه در این سوگواری ریخت در پای تو اشک‌ خشک شد او را دو چشم اشگبار ای آبشار برف پیری بر سرش بارید از بام سپهر چین بر روی صاف او شد آشکار ای آبشار رحم کن بر مادرت زیرا گر او از دست رفت‌ کیست دیگر در جهانت غمگسار ای آبشار؟ گاه‌گاهی اشک میریزد بپای سرد تو بیش ازاین از اوچه داری انتظار ای آبشار اشک گرم مادرت گر آب گردت کرده است‌ ور نه باید صبر کردن تا بهار ای آبشار از خجالت آب خواهی شد اگر فصل بهار سوی تو خورشید بیند چند بار ای آبشار مرگ هم امر مهمی نیست،فهمیدم،فقط: دست‌وپای شخص می‌افتد ز کار ای آبشار!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.