Skip to main content
فهرست مقالات

لشکرکشیهای محمود غزنوی بهند

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : هند، هندوان، رهی، لشگر، هندوستان، سومنات، محمود غزنوی، شاه، پادشاه، دریا، سلطان، سبکتکین، لشگر محمود اندر سومنات، مرد، بتکده، سلطان محمود، شهر، هجری، زمین، سفر، بت نات و نام بتکده، نام بت و بتکده، سومنات و نام بت، جهان، پسر رشیدش سلطان محمود، نام بت نات و نام، لشگرکشیهای محمود، سفر سومنات همرا‌ه سلطان، سلطان سر ویرانی کشور، نام بت

خلاصه ماشینی: "*** شعراء و نویسندگان و تاریخ نگاران ایران در وجه تسمیهء سومنات و نام‌ بت و بتکده بسی خلط و اشتباه کرده‌اند فرخی ابو الحسن علی بن جولوغ سیستانی‌ می‌گوید: منات و لات و عزی در مکه سه بت بودند ز دست برد بت آرای آنزمان آزر همه جهان همی آن هر سه را پرستیدند جز آنکسی که بدو بود از خدای نظر دوزان پیمبر بشکست و هر دو را آنروز فکنده بود ستان پیش کعبه پای‌بسر منات را ز میان کافران بدزدیدند بکشوری دگر انداختند از آنکشور بجایگاهی کز روزگار آدم باز بر آن زمین ننشست و نرفت جز کافر ز بهر آن بت بتخانه‌ای بنا کردند ؟؟؟هزار تماثیل و سد هزار صور بکار بردند از هر سوئی تقرب را چو تخته سنک بر آنخانه تخته‌تختهء زر به بتکده در بت را خزینه‌ی کردند در آن خزینه بصندوقهای پیل گهر گهر خریدند او را بشهرها چندان‌ که سیر گشت ز گوهر فروش گوهر خر برابر سر بت کله‌ای فروهشتند نگار کار بیاقوت و بافته بدرر ز زر پخته یکی جرد ساختند او را چو کوه آتش و گوهر بر او بجای شرر خراج مملکتی تاج و افسرش بودست‌ کمینه چیز وی آن تاج بود و آن افسر پس آنگه آنرا کردند سومنات لقب‌ لقب که دید که نام اندر او بود مضمر خبر فکندند اندر جهان که از دریا بتی برآمد زینگونه و بدین پیکر مدبر همه خلق است و کردگار جهان‌ ضیادهندهء شمس است و نوربخش قمر بعلم این بود اندر جهان صلاح و فساد بحکم این بود اندر جهان قضاوقدر گروه دیگر گفتندنی که این بت را بر آسمان برین بود جایگاه و مقر کسی نیاورد این را بدین مقام که این‌ ز آسمان بخودی خود آمدست ایدر بدین بگوید روز و بدین بگوید شب‌ بدین بگوید بحر و بدین بگوید بر چون این ز دریا سر برزد و بخشک آمد سجود کردند اینرا همه نبات و شجر بشیر خویش مر او را بشست گاو و کنون‌ بدین تقرب خوانند گاو را مادر ز بهر سنگی چندین هزار خلق خدای‌ بقول دیو فرو هشته بر خطر لنگر فریضه هر روز آنسنک را بشستندی‌ بآب گنگ و بشیر و بزعفران و شکر ز بهر شستن آن بت ز گنگ هر روزی‌ دو جام آب رسیدی فزون زده ساغر از آب گنگ چه گویم که چند فرسنگست‌ بسومنات بدانجایگاه زلت و شر گه گرفتن بت سد هزار کودک و مرد بدو شدندی فریاد خواه و پوز شگر ز کافران که شدندی بسومنات بحج‌ همی گسسته نگشتی بره نفر ز نفر خدای خوانند آنسنک را همی شمنان‌ چه بیهده سخن است اینگه خاشکان بر سر شیخ فرید الدین عطار نیشابوری گفته است: لشگر محمود اندر سومنات یافتند آن بت که نامش بود لات پنداشته‌اند که منات را مشرکان از مکه دزدیده و از کشور حجاز بشبه جزیرهء هندوستان آورده و در آن بتکده نهاده و پرستیده‌اند!و این وهم است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.