Skip to main content
فهرست مقالات

نهضتهای ملی ایران (44)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مازیار ،حسن عموی عبد الله ،کوهیار ،کوهیار برادر مازیار ،نهضتهای ملی ایران ،حیان ،احمد بن صقیر پیغام کوهیار ،سردار ،عبد الله بن‌طاهر ،برادرش کوهیار با لشکریان دشمن ،طبرستان ،حسن ،ساری ،پسر صقیر و محمد پسر ،جنگ ،احمد پسر صقیر و محمد ،تسلیم سربازان حسن عموی عبد ،حیان بن جبله ،محمد بن‌ابراهیم ،لشکر محمد پسر ابراهیم پسر ،شهر ،حسن برادر کوهیار ،تسلیم ،ایران ( ،سرداری محمد بن‌ابراهیم از راه ،حسن عموی عبد اله ،سردار بزرگ مازیار و برادر ،احمد صقیر حسن ،حسن برادر مازیار ،سازش کوهیار با حیان

خلاصه ماشینی:

"سازش کوهیار با حیان بن جبله بر ضد مازیار خبر شکست و کشته شدن سرخاستان در سر حد گرگان و سازش قارون با حیان بن‌ جبله در سر حد قومس و قیام مردم شهر ساری و ورود حیان به این شهر یکی پس از دیگری مازیار را در ناراحتی و اندوه فرو برده بود که خبر بسیار مشئوم سازش برادرش‌ کوهیار با لشکریان دشمن به او رسید و با وصول این خبر آخرین و بزرگترین ضربه‌ روحی به او وارد آمد و شکست قطعی خود را با آنهمه اطمینان بچشم دید،واقعه‌ خیانت کوهیار به مازیار یکی از وقایع شگفت‌انگیز تاریخ است که بمنظور کسب مال‌ و حب مقام به وقوع پیوسته است،نوشته‌اید وقتی که کوهیار از آمدن حیان به شهر ساری آگاه شد محمد پسر موسی پسر حفص حاکم سابق دشتهای طبرستان را که در آن موقع زندانی بود آزاد کرد و باتفاق احمد پسر صقیر که یکی از بزرگان و سرشناسان‌ ساری بود بعنوان نماینده و ضامن خود نزد حیان فرستاد و گفت چنانچه کوهستان‌ پدر و اجدادش به او واگذار شود وی حاضر است مازیار را دستگیر نموده و به حیان‌ تسلیم کند،محمد بن موسی و احمد بن صقیر پیغام کوهیار را به حیان رسانیدند و قرار ملاقات جهت طریقه انجام پیمان مورد بحث گذاشته شد،در این بین پسر صقیر که بر حسب اتفاق از حیان بن جبله آزرده شده بود نامه‌ای به کوهیار نوشت که وای‌ بر تو چرا در کار خود خطا میکنی و باوجود شخصی مثل حسن پسر حسین عموی امیر عبد الله پسر طاهر در طبرستان با حیان که بنده‌ای بیش نیست عهد می‌بندی و با این‌ کار از قدر خویش میکاهی بی‌تردید چون حسن عموی عبد الله بن طاهر از کار تو آگاه‌ شود که خود را رها کردهء و تسلیم بنده‌ای از بندگان او شده‌ای بر تو کینه‌ور خواهد شد، کوهیار در پاسخ نامه احمد بن صقیر نوشت که در آغاز کار اشتباه کرده و با حیان پیمان‌ بسته‌ام که پس‌فردا نزد او بروم،اگر خلاف کنم بیم آن دارم که بجنگ من برخیزد اگر با او کارزار کنم و از لشکریان او بکشم و خون میان ما روان شود دشمنی سخت‌ خواهد شد و این کاری که بخواهش و تمنا ترتیب داده بودم از میان خواهد رفت،احمد به او نوشت که چون روز وعده برسد یکی از خویشان خود را نزد او گسیل دار و به او بنویس که بسبب عارضه کسالتی از حرکت معذورم و سه روز است که مشغول معالجه‌ میباشم،اگر بهبودی یافتم چه بهتر ورنه در تخت روان نشسته خدمت خواهم رسید و ما از آن طرف حیان را وامیداریم که عذر ترا بپذیرد و در این مدت خود به تدبیر کار مشغول خواهیم بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.