Skip to main content
فهرست مقالات

انجمن ادبی حکیم نظامی

شاعر:

کلید واژه های ماشینی : انجمن ادبی حکیم نظامی، ایزد، عشق، شعر، حکیم نظامی مرد کهن، هنر، سخن، بحر ذوق و هنر، نقش باطل زند ایام، درد و رنج

خلاصه ماشینی: "های‌وهو دارم‌ امید نیست چو دیگر ببینمش با خویش‌ غمی که مانده از او در دلم نکو دارم‌ (رفیع)ناز وفایت که در غم جانان‌ به خون نشستی و گوئی هوای او دارم ابراهیم ناعم نقش باطل همه را صحبت دل هست و نشان از دل نیست‌ فهم این مطلب اگر خواست کسی مشکل نیست‌ دعوی مهر و وفا بیش نمایند و لیک‌ آنکه از سینه کند زنگ ریا زایل نیست‌ روی در روی نشینند بسی تلخ و ترش‌ حسن خوئی که دهد جلوه بهر محفل نیست‌ همه مرغ سخن گلشن عشقند و،دریغ‌ که از این زمزمه جز خون جگر حاصل نیست‌ هر یکی تشنه ز هر سوی بخون دگریست‌ آنکه زین فتنه شود جان ترا حایل نیست‌ آتشی خود بهمه خرمن عمرند و حیات‌ یک نسیمی که نوازد دل و جان کامل نیست‌ یا رب این عهد چه عهدیست که در زمره خلق‌ آنکه کار دو جهان اوفتدش با دل نیست؟ چه شدند آنهمه خوبان که دگر آیت مهر ز آن بزرگان خرد ور بجهان نازل نیست؟ همه را آب و گل از کینه سرشتند مگر که نشانی ز وفا در همه آب و گل نیست؟ بزم‌آرای که میباشد و در مجلس کیست‌ آن دل‌افروز چراغی که در این منزل نیست؟ وای بر ما که ندانیم در این بحر محیط دست خیری که بردمان بسوی ساحل نیست!؟ نقش باطل زند ایام ز هر گردش چرخ‌ مست باشد کس اگر آگه از این باطل نیست!؟ فخر بر هم چه فروشند چو دانند بدهر لطف ایام کسی را بابد شامل نیست‌ جرح دل را چه زنند آب نمک از پی هیچ‌ نیست این نکته پدید آنکه جهان قابل نیست؟ رخش راند بکجا بیخبر از خود بشتاب‌ آنکه داند که دمی بیش در این محمل نیست؟ «ناعما»با که فتاده است سروکار کسان‌ که دلی،هیچ بر ارباب خرد مایل نیست؟"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.